تبليغاتX
شیطونک شاکی
شکایتا و حرفایه یه شیطونک

 

این قسمتِ خرمگس رو خیلی دوست دارم :

آرتور کوزه را به کناری گذاشت و به درون بشکه‌ای خالی رفت و با حرص تمام مشغول خوردن گوشت شد و یعد از سیر شدن یرای اولین بار بدون دعا خواندن خود را آماده‌ی خواب کرد .

یه جورایی تمام تغییرات آینده‌ی آرتور رو تو همین یه جمله توصیف کرده .

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت 0:51 توسط شیطونک شاکی |

 

مهاجرانی: با این نگاه ، قرآن هم مجوز چاپ نمی‌گیرد

 

شیطونک نوشت : چی ؟!

 

این نوشته‌ی خانم روانی‌پور هم بسیار جالبه :  

 

 

                   چرا ادبیات ایران جهانی نیست (قسمت دوم )

 

 

 

پ . ن : اینم فیلتر شکن برای باز کردن لینک اول

 

ع . گ . ک ۱ (حلالتون نمی کنم اگه جای دیگه ای باهاش برید بعد مامان باباتون فردای قیامت یخمونو بگیرن که بچه مونو از راه به در کردی  )

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0:40 توسط شیطونک شاکی |

 

دو سه سال پس از جنگ 1967 یکی از افسران نظامی کویتی که گویا درجه‌ی سرتیپی داشت در یکی از مجلات کویت به نام "الجیش" ، مقاله‌ی جالبی نوشته بود .

نوشته بود : "قبل از جنگ شش روزه ، صحرای نقب در دست اردن و قسمت عمده‌ی آن باتلاق و منبع پشه‌های مالاریا و حشرات گزنده بود . بوی تعفن باتلاق از مسافت دور به مشام می‌رسید . صحرا به همین گونه رها شده و کاملن بلااستفاده مانده بود و کسی از نزدیکی‌های آن نمی‌گذشت . ولی وقتی اسرائیل قسمتی از خاک اردن از جمله صحرای نقب را اشغال کرد فورن مشغول کار و احیای آن شدند . نخست روی اصول فنی باتلاق را خشکاندند ، سپس در آن تاسیساتی به‌وجود آوردند . قسمت زیادی از آن را به صورت باغ‌های پرتقال و لیمو و نارنج درآوردند ، و قسمتی را اختصاص به ساختمان‌های نظامی دادند . امروز شما از یک کیلومتری صحرای نقب که بگذرید بوی عطر درختان پرتقال و نارنج و مشام شما را می‌نوازد و آن صحرای برهوت به صورت بهشت برین درآمده و کسی باور نمی‌کند که روزی آن‌جا باتلاق و از نظر افتاده بود است."

حال خدا باید زمین خودش را به عرب‌های مالک اصلی بدهد ، یا به اسرائیل غاصب ! *

...

در سال‌هایی که من در کویت منبر داشتم ده‌ها هزار مرد و زن فلسطینی در آن شیخ نشین شاغل بودند . مردان اغلب تحصیل کرده ، آموزگار و دبیر ، و کارمند ، و مهندس ساختمان بودند ، و زنان که عمومن بی‌حجاب و مینی‌ژوپ پوش بودند ، نیز معلم بودند ، یا کارهای دیگر داشتند و یا خانه دار بودند .

می‌گفتند : اين‌ها چنان نسبت به سرنوشت خود بی‌تفاوت هستند كه ديگر باور ندارند روزی به فلسطين برگردند , لذا به تن‌پروری خو گرفته اند  , اما در عين حال اسم ايران و شيعه را كه می‌بری بدترين نفرت را نسبت به "عجم ها" دارند ! می‌گفتند : آن‌ها می‌گويند ما يهود عرب فلسطين را به‌تر از شما عجم ها می‌دانيم , دعوای ما بر سر يهوديان اروپایی است ، حاضريم با يهوديان عرب رفت و آمد داشته باشيم اما با عجم نه (!!!!!!!!!!!) ... در صف گذر‌نامه بوديم و دو زن جوان فلسطينی جلوی ما بودند . من برای آن‌ها ناراحت بودم كه اين خواهران مسلمان ما از وطن خود در به در و اين جا آواره‌اند و معلوم نيست چه بر سر آن‌ها بيايد . كمی بعد از جنگ 1967 بود ، ولی در همان لحظه ديدم كه يكی از آن‌ها به من اشاره كرد و به خانم ديگر گفت "عيم ، عيم" آن‌ها به جای عجم به منظور مسخره‌ی  بيشتر "عيم" می‌گفتند . مثل اين كه اصلن عجم بودن ، ان هم به لفظ "عيم" ننگ است و بايد تا او را ديدی بخندی .

...

آن‌چه من نوشتم مربوط به سی چهل سال پیش است ، ولی بحمداللـه از برکت انقلاب اسلامی و و آمد و رفت آن‌ها به ایران و درسی که از ایران اسلامی گرفته‌اند ، بیش‌تر آن‌ها دگرگونی خاصی پیدا کرده‌اند . **

 

*کتاب نقد عمر ؛ نوشته‌ی علی دوانی ، انتشارات رهنمون . صفحه‌ی 376

** کتاب نقد عمر ؛ نوشته‌ی علی دوانی ، انتشارات رهنمون . صفحه‌ی 380 ، 381

 

بستنی زیاد بخورید Wind13 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/24ساعت 0:32 توسط شیطونک شاکی |

 

فکر بکر

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/23ساعت 17:36 توسط شیطونک شاکی |

 

 

امروز هر کاری می‌خواین بکنین* فردا که آقا بیاد مرداتونو می‌کشه و زنان و بچه هاتونو به اسیری مسلمونا می‌گیره (!! )

 

*اسرائیلی ها رو منظورش بود

 

شیطونک نوشت 1 : گویا آقا قراره وقتی بیاد برده‌داری رو احیا کنه ! اگه این جوره صد سال سیاه می‌خوام نیاد !

شیطونک نوشت 2 : مطمئنم از پدرانش مظلوم تره ! کاری رو که به اصطلاح شیعیانش دارن باهاش می‌کنن ، بنی امیه و بنی عباس با پدراش نکردن .  

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/22ساعت 13:42 توسط شیطونک شاکی |

 

دلمان نارنگی میخواست یخچال بیت همشیره را باز کردیم و بعد از اندکی کاوش نارنگی ها را یافتیم . ندایی از درونمان آمد که یخ دان را باز نما ! یخ دان را که باز نمودیدم با چند عدد بستنی مواجه شدیم .

شما آن شخصی را که دلش نارنگی می خواست ندیدید ؟ اگر دیدیدش بگویید بیاید نارنگی ها را بخورد ما که بستنی میل نمودیم .

 

 

پی می‌نویسیم : خودمان می‌دانیم خوب نبود ولی در این قحطی اینترنت همین هم غنیمت است !

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/20ساعت 23:38 توسط شیطونک شاکی |

 

زمانی که تو واقعن برای شخصی ارزش قایلی ، به‌دنبال ضعف‌ها نمی‌گردی ، به‌دنبال جواب‌ها نیستی . در عوض ، با اشتباه‌ها می‌جنگی ، ضعف‌ها را می‌پذیری ، و به بهانه‌ها توجه نمی‌کنی .

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/19ساعت 12:41 توسط شیطونک شاکی |

 

 

1)خانمه آخر این پستش نوشته :

لطفا اين پيام را براي تمام کساني که دوستشان داريد ارسال کنيد . اين مقاله را بايد براي هر کسي که درزندگيتان براي شما اهميت دارد ارسال کنيد.    

دوستان دنیای مجازی برای من خیلی اهمیت دارن . همتون لطفن این پست رو بخونید .

اخبار سرطانیه مفید  

 

2)این نوشته متعلق به فردا می‌باشد چون‌که من دارم تشریف می‌برم* تهران ، و خونه‌ی هم‌شیره از این خبرا نیست که همش تو اینترنت پلاس باشم امروز پستش کردم .

البته یه سری ذخایر استراتژیک تدارک دیدم !

 

 

*تشریف می‌برم برای مخاطبان خارج از تهران است ، برای مخاطبان تهرانی باید گفت تشریف می‌آورم .

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16ساعت 17:22 توسط شیطونک شاکی |

 

توضیحات :

پاساژ سه طبقه‌ای را در نظر بگیرید (یک طبقه زیر زمین و دو طبقه روی زمین) که مغازه‌های طبقه‌ی زیرزمین ظروف می‌فروشند . مغازه‌های طبقه‌ی هم‌کف لوازم آرایش و مغازه‌های طبقه‌ی اول لباس بچه . مشتریان پاساژ را 80 در 100 خانوم‌های مجرد و متاهل جوان تشکیل می‌دهند .

 

سوال :

چهار پسر در سنین بین 20 تا 25 سال وارد پاساژ مذکور می‌شوند ، آن‌ها برای چه به پاساژ آمده‌اند ؟

 

جواب :

الف) همگی با هم برای خرید هدیه‌ برای مادرانشان آمده‌اند .

ب) همگی با هم برای خرید هدیه برای دوست‌دخترانشان آمده‌اند .

ج) همگی با هم برای خرید هدیه برای خواهر یا برادر زاده‌ی‌شان آمده‌اند .

د)مشمول‌الضمه هستید اگر فکر کنید برای دید زدن خانوم‌های مجرد و متاهل جوان آمده‌اند . 

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16ساعت 4:6 توسط شیطونک شاکی |

 

بعد از آن‌که عبدالکریم ازبک به خراسان تاخت ، روزی در سیستان عبورش بر سر قبر رستم افتاد و به شماتت این شعر را خواند :

سـر از خـاک بـردار و ایـران بـبین     بـه کـام دلــیران توران ببین

و گفت ندانم اگر رستم قادر به گفتن بود ، چه می‌گفت .

یکی از وزرای او که ایرانی نژاد بود گفت : اگر خشم نگیری خواهم گفت .

گفت : بگو !  

گفت : اگر قادر به گفتن بود ، می‌گفت :

چو بیشه تهی مانَد از نره شیر     شغالی به بیشه درآید دلیر

 

 

ع . گ . ک 1 (هر گونه تشابه این حکایت با زمان حال به شدت تکذیب می‌شود  )

ع . گ . ک  2 (اینو که تو کتابای دبیرستان ننوشتن ؟  )

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/15ساعت 0:24 توسط شیطونک شاکی |

 

 

1)پیرو بند 10 و 11 این پست ، این تغییر هوا حتی بچه‌ی آتروپات‌گانم گول می‌زنه ! 

2)پیرو پست قبلی اگه هنوز کسی هست که نمی‌دونه هریسه یعنی چی ! همون به‌تر که ندونه !

3)اسم حلیم بادمجونو شنیدین ؟! خب که چی ؟ خب هیچی ! ما بهش می‌گیم کشک بادمجون !

4)من خطاطیم خوبه ها ! دلتون بسوزه .

5)این کتابه هست . کدوم کتاب ؟ شیاطین و فرشتگان . این که  بدتر از رازداوینچی به کلیسا توپیده ،   چرا سرش سروصدا نشد ؟ یعنی ازدواج کردن مسیح این‌قدر توهین داشت به کلیسا ؟

6)چه‌جویی همی زین سرای سپنج     کز آغاز رنج است و فرجام رنج

   بــریــزی بــه خـاک‌ار همه زاهـنـی     اگـر دین پـرستـی ور اهـرمنـی

7)برنارد شاو می‌گه : کتاب‌هایتان را به دیگران امانت ندهید ! نصف بیش‌تر کتاب‌هایی که در کتاب‌خانه ی من هستند ، کتاب‌هایی‌اند که از دیگران به امانت گرفتم !

8) توصیه می‌کنم قوین به بند 8 عمل کنید !

9) جمعه‌ی ها وب‌لاگستانو دوست ندارم ،   یه جوری انگار جمعه ها می‌ره تو کما !     

10)دارم زندگی مسالمت آمیز با چند تا عنکبوتو   تو اتاقم تجربه می‌کنم !    

11)این پستو بخونید .

12)مردم را سخن نجات خوش نمی‌آید ، سخن دوزخیان خوش می‌آید . سخنی که در آن نجات باشد آن راستی ست . لاجرم ، ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم که بمیرید از بیم .

فاطمه عارفه نبود ، زاهده بود . پیوسته از پیامبر حکایت دورخ پرسیدی .

(مقالات شمس)

13)شخصن معتقدم کسانی مثل مولانا یا شمس تبریزی ، برخلاف تمام باورهای معمول مثل بقیه آدما ضعف و عیب دارند ولی همیشه سعی شده این ضعفا زیر سایه ی تلقین عظمت ابعاد روحانی و عرفانی و فرا انسانی* شخصیت این افراد پوشونده بشه  

 

 

*...

 

 

ع . گ . ک 1 (ساعت 6.10 دیقه اضافه شد !

آقای الف تو وب‌لاگش اسم گرمک رو آورد بود و توضیحم داده بود چیه ! یعنی گرمک این‌قدر ناشناخته‌س ؟   

شما می‌شناسینش ؟)

 

 

 

 بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/14ساعت 0:16 توسط شیطونک شاکی |

 

 

ابوی مشغول تناول هریسه* بودند که هم‌شیره‌زاده‌ آمد و بعد از اندکی نگاه نمودن  به هریسه

پرسید : بابا جون این چیه ؟**

ابوی : هریسه .

هم‌شیره زاده : منم ایخوام ! ***

ابوی یک قاشق هریسه به او داد .

هم‌شیره زاده : چه خوش‌ازه‌س    بازم ایخوام****

ابوی و هم‌شیره‌زاده مشغول تناول هریسه شدند و ابوی یک قاشق به هم‌شیره‌زاده می‌داد یک قاشق خودش تناول می‌نمود .

آن‌یکی هم‌شیره‌زاده که دید هم‌شیره‌اش مشغول تناول هریسه است ترسید خدای ناکرده عقب بماند ، دوان دوان آمد   و منم منم گویان طلب هریسه نمود .

ابوی به هم‌شیره‌زاده‌ی بزرگ‌تر هریسه می‌داد کو‌چکتر هریسه‌اش را بلعیده بود و دهانش باز می‌شد ، هریسه دهان کو‌چک‌تر می‌گذاشت بزرگ‌تر هریسه‌اش را بلعیده بود و دهانش باز بود ! و آن میان فرصت این‌که خودش نیز هریسه تناول کند نبود ... ابوی که دید نوادگانش به او فرصت تناول نمی‌دهند فرمود : عزیزانم شما حالا دیگر شما بسم‌الله من میو .

 

 

*اگر می‌دانید هریسه چیست که هیچ ، اگر نمی‌دانید به این‌جا مراجعه فرمایید .

**‌قدر مسلم انتظار ندارید که طفل سه سال و نیمه به سیاق گذشتگان سخن براند !

*** منم می‌خوام .

**** چه خوش‌مزه‌س بازم می‌خوام .

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/13ساعت 0:8 توسط شیطونک شاکی |

 

به بلایی که داره از آسمون می‌باره نگاه می‌کنم ! چقدر محصول زیر بار این بلا نابود شد ؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/12ساعت 19:5 توسط شیطونک شاکی

 

 

در راستای این‌که اون وب‌لاگی که اون دفعه سیسمونی جمع می‌کرد الان کولر جمع می‌کنه ! خواستم بگم اگه کولر نداشتن فقر محسوب می‌شه   ما هم کولر نداریم . دوستان بر و بر منو نگاه نکنن ! خب ماهم فقیریم دیگه ، یالا برامون کولر بخرین !

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/12ساعت 3:24 توسط شیطونک شاکی

 

شیخ (ابوسعید ابی‌الخیر) را گفتند که : فلان کس بر روی آب راه می‌رود .

گفت : سهل است ، چغری* و صعوه‌ای** نیز بر روی آب می‌روند .

گفتند : فلان کس در هوا می‌پرد .

گفت : زغن*** و مگس نیز در هوا می‌پرند .

گفتند : فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود .

گفت : شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌رود . این چنین چیزها رو چندان قیمتی نیست . مرد آن بود که میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق داد و ستد کند و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد .

 

 

* چغر : وزغ ، غوک

** صعوه : نوعی گنجشک بسیار کوچک .

*** زغن : مرغی گوشت‌خوار .

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/11ساعت 23:2 توسط شیطونک شاکی |