تبليغاتX
شیطونک شاکی
شکایتا و حرفایه یه شیطونک
مسافرت كه بودم اخر پست :(( نوشتم كه سوالاتي كه برا گزينش معلما طرح شده بود 20 تاش رو ديدم , همه رو بلد بودم اونم به لطف چهار سال تحصيل تو مدرسه ي شاهد ... . بعدم گفتم برگردم ايران حتمن يه پست در مورد اون چهار سال جهنمي مي ذارم . يادتون هست ؟ يادتون نباشه ام حالا مي خوام در مورد اون چهار سال بگم .

من پنجم ابتدايي و سه سال راهنمايي رو تو اون مدرسه ي گور به گور شده درس خوندم . پنجم كه بودم مديرمون خانوم ب بود و معلم پرورشيمون خانوم ح خب از اون جايي كه خدا شانس داده به من قد يه دنيا راهنمايي هم كه رفتم اينام اومدن مدير و معلم پرورشي راهنمايي شدن . يه چيزيم بگم , ديروز مهمون داشتيم يكيشون تو همون مدرسه ي گور به گور شده درس خونده و دو تا شونم دارن مي خونن , از بين ما چهار نفر يه نفرمونم نيست كه حداقل بگه از اين دو نفر بدش نمي ياد , همه به غايت از اين دو تا متنفريم . حالا چرا من مي گم چهار سال جهنمي ؟ چون برا من واقعن جهنم بود .

به نظر شما , به بچه هاي 11 ساله چه ربطي داره كه طالبان كيه يا اصلن چيه ؟ به ما چه ربطي داشت كه امريكا يه چراغ جادويي داره كه هروقت روش دست مي كشه طالبان بيرون مي ياد و اطاعت امر مي كنه , به ما چه ربطي داشت كه سميه و شاهرخ چيكار كردن و ما بايد مواظب باشيم گول شيطون رو نخوريم ؟ به ما چه ربطي داشت كه ما داريم تو بهشت زندگي مي كنيم چون مي تونيم با حجاب بريم مدرسه ولي تركيه نمي تونن ؟ به ما چه ربطي داشت كه ما چه بچه هاي خوشبختي هستيم كه پيام نوروزيمون رو مقام معظم رهبري واسمون مي خونه و اونا چقدر بدبخت بودن كه اون شاه ملعون واسشون پيام نوروزي مي خوند ؟ اخه يه بچه ي 11 ساله از اينا چي مي فهمه ؟ چرا بايد سياست رو به يه بچه ي 11 ساله ياد بدن ؟ نه خدايش بچه ي 11 ساله عقلش مي رسه كه ناخن بلند كنه (الان شايد برسه ولي ده سال پيش نمي رسيد) كه چون ناخون نگرفته ببرنش سر صف و بعد از كلي چرنديات كه شما بايد عفيف باشيد و اين كارا كار دختراي خرابه و ... تهديد كنن اگه فردا ناخنات رو نگيري ال مي كنيم و بل مي كنيم . اخه به ما چه ربطي داره كه وقتي تو غدير خم پيغمبر خواست جانشين معرفي كنه ابوبكر و عمر و ... سر و ريختشون رو مرتب كردن كه الان اونا رو معرفي مي كنه پيغمبر ولي وقتي امام علي رو معرفي كرد داشتن خفه مي شدن از حسودي ؟ ( اخه زنيكه مگه تو اون جا بودي كه مي دوني اونا چيكار كردن؟) خدايش كدوم يكيتون تو اون سن مي دونستين ابوبكر و عمر كين كه ما بدونيم ؟

خب اينا بماند يه سال بزرگتر شديم و رفتيم راهنمايي اون دو نفرم از شانس خوب ما تغيير مقطع دادن و اومدن راهنمايي . و مشكل ساز بودن من از همون سال شروع شد . چون يواش يواش شروع كردم به اعتراض كه چرا بين ما و بچه ي فلان معلم فرق مي ذارن ؟ چرا وقتي از اداره مي يان ما بايد چادر سر كنيم و بريم واسه مراسم ولي معلما چادر سر نمي كنن ؟ كه چرا وقتي اون پيش نماز عوضي به دكتر شريعتي فحش داد شما هيچي نگفتيد ؟ و چرا و چرا و چرا . جالبه كه تو اون مدرسه فقط من بودم جرات مي كردم اعتراض كنم بقيه با اينكه با من موافق بودن حتي يه بارم اعتراض نكردن . يكي از برنامه هاي مزخرف اون مدرسه اين بود كه روزي نيم ساعت زنگ نماز داشت ! سال اول خيلي برام جالب بود هر روز مي رفتم و در كل خيلي دوست داشتم اين برنامه رو , ولي كم كم از اونم متنفر شدم . يه پيش نماز داشتيم اقا اخوند بود ولي ملبس نبود , اگه بگم يه عوضيه تمام عيار بود دروغ نگفتم . دليل اصلي انزجارمم اون شد . يه بار تعريف مي كرد رفتن مسجد اهل سنت و شروع كرد به مسخره كردن كه بعد از نماز اين كارو كردن و ... خودشم داشت از خنده منفجر مي شد . دوران انتخابات مجلس بود و اين مردك هر چي لايق خودش بود يه نماينده قبلي مي گفت و كلي فحش مي داد . نتيجه اين شد كه من از دوم راهنمايي ديگه نرفتم واسه نماز , و اين واسه مسولين اون جا يعني يه فاجعه . ديگه نمي دونستن چيكار كنن . منم از رو نرفتم كه نرفتم .

فكر مي كنم همون سال دوم بود كه تو مجلس تركيه يه نماينده ي زن محجبه رو بيرون كردن . ديگه اين مورد شده بود بحث روز , سر صف , سر كلاس پرورشي , همه جا مي شستن پا مي شدن سخنراني مي كرن كه ببين اونا حتي يه روسري گل گلي رو تحمل نمي كنن چرا بايد اون جوري باشه و ... . اخه اينا به ما چه ربطي داشت ؟ من نمي خوام عضو بسيج باشم اون جا يعني فاجعه ! سر همين اعتراضام چند بار نمره ي انظباطم كم شد ولي كو حيا بازم از رو نرفتم .

يه چيز با مزه , ما حق نداشتيم پفك ببريم مدرسه چون از توش عكس فوتباليست در مي يومد !

جواب دادنام , بحث كردنام , اعتراض كردنام , در واقع گوسفند نبودنم واسه اونا يعني اينكه من يه دانش اموز مشكل سازم ! خانوم ب ادمي كه چادر از سرش نمي افتاد ادمي كه مي شست پا مي شد دعا مي كرد واسه فرج ادمي كه ورد زبونش مقام معظم رهبري بود ادمي كه همسر شهيد بود ادمي اكه ادعاي مومني داشت با اون طرز تفكر مسخره ش با اون اعتقادات چندش اورش با اون اسلام خشك و خداي خشنش , خدايي كه فقط بلد بود مجازات كنه و بخشش بلد نبود بهترين سال هاي زندگي من رو با اون طرز تفكر مسخره ش تباه كرد . نوجوني من رو ازم گرفت و يه چيزي رو من از همون موقع ياد گرفتم كه زير حرف زور نرم هر چند كه برام خيلي ضرر داشته باشه . يادمه اون خانوم ح مدام مي گفت مريم جان من تورو قدر دختر خودم دوست دارم ( نمي دونم گوشام خيلي دراز بود كه فكر مي كرد باور مي كنم)اخر يه روز برگشتم بهش گفتم خانوم ولي من از شما بدم مياد . بسه ديگه خيلي طولاني شد , اينم بگم برم , تنها دليلي كه باعث شد من اون جا بمونم معلماش بودن از نظر علمي اون موقع بهترين مدرسه ي خوي بود .

 بستني زياد بخوريد .

+ نوشته شده در جمعه 1386/01/31ساعت 19:32 توسط شیطونک شاکی |

ببينم پهلون اول اين مملكت كيه ؟ سوال من از اونه . عزيز جان مي گن اين پاسارگاد قراره بره زير اب راست مي گن ؟ البته نوچه هاي شما مي گن كه همچين اتفاقي نمي افته . چه مي دونم حداكثر ارتفاع اب چند صد متر پايين تر از ارتفاع پاسارگاده و چه مي دونم قراره رطوبت سنج بذارن و از اين جور كارا . ولي عزيز جان حالا اگه اين محاسبه غلط باشه و اب به جاي اينكه چند صد متر پايين تر باشه همين جور اتفاقي بي ادب بازي در بياره و چند صد متر بالا تر بره چي ؟ اگه اين رطوبت سنجه تصادفي خراب باشه و وقتي اب تا نوك پاسارگاد بالا رفته بازم درصد رطوبت رو صفر نشون بده چي ؟ عزيز جان من از اون جايي كه خيلي بي غيرتم رو پيشينه ي تاريخيم , اصلن برام مهم نيست پاسارگاد قراره غرق بشه يا نه . اصلن شما اين تخت جمشيدم غرق كنيد من اگه چيزي گفتم . اصلن يه كلنگ مي داديد من خودم مي رفتم اون نماد طاغوت رو واستون خراب مي كردم چرا اون همه پول خرج كرديد سد ساختيد ؟ ولي عزيز جان قد يه دونه از اون موهاي سيبيلت انصاف داشته باش , اگه به جاي پاسارگاد يه مسجد خرابه اون جا بود اصلن اجازه ي ساخت همچين سدي رو مي دادي كه بعد سر اب گيريش اين همه حرف و حديث باشه ؟ قد يه موي ديگه از اون سيبيلتم وجود داشته باش و بگو كه ما مي خواستيم پاسارگاد رو خراب كنيم راه بهتري پيدا نكرديم , نمي دونستيمم كه دستمون اين طور رو مي شه .گفتنش خيلي سخته ؟ خب عزيز جان از اون جايي كه من خيلي زود گول مي خورم حرف نوچه هاي شما رو قبول مي كنم و همين جور محكم وايسادم و مي گم نه بابا برا پاسارگاد اتفاقي نمي افته , ولي بقيه مثل من گول نمي خورن آ . تازه ممكنه منتظرم نمونن كه سده رو ابگيري كنيد ببينن شما راست گفتي يا نه . عزيز جان همه مثلن من مودبم نيستنا , ممنكه كار دست بدن . حالا خود داني . وظيفه ي انساني و اخلاقي وشرعي من بود كه اين رو بگم , تا فردا سر پل صراط يقه ي من رو نگيري كه چرا بهم چيزي نگفتي .

بستني زياد بخوريد . 

 ع . گ . ك 1 (اگه كسي مي خواد در مورد پست قبل چيزي بگه كامنتش رو واسه همون پست بذاره , چون اين يه پست جداست . با تشكر)

ع. گ . ك 2 ( مي خواستم به جاي پست قبل اين رو بذارم ولي به دلايلي اول پست قبل رو گذاشتم و گفتم بعدن مي ذارمش , الانم بعدنه خب )

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/01/29ساعت 5:9 توسط شیطونک شاکی |

خب , از كجا شروع كنم ؟

 به اطلاع كليه ي دوستان و اشنايان مي رساند كه , من از اون جايي كه خيلي ادم متعصبيم عرق ملي دارم و غيرت دارم اين هوا , اصلن و اصلن برام مهم نيست كه ديگران به من , به نژادم , به اعتقاداتم , به مقدساتم به خدام و به هرچي كه برام محترمه احترام بذارن .

 يعني اگه كسي وايسه جلو روم و به پيغبر و اماما فحش بده ناراحت نمي شم , يكي برگرده به نژادم توهين كنه ككم هم نمي گزه , يكي به تاريخ و فرهنگم توهين كنه بر و بر نگاهش مي كنم . خيلي دور نريم سر اين جريان كاريكاتوراي دانماركي , بنده پشيزي هم ناراحت نشدم , چند تا از كاريكاتورام كه ديدم نيشم باز شد از كجا تا كجا , بامزه بودن خب . نزديكشم كه اين فيلم سي صده , بازم من اصلن ناراحت نشدم . مجدد نيشم باز شد اين هوا , مخصوصن برا اون سر و ريختي كه واسه خشايار شاه درست كرده بودن , خيلي بامزه شده بود .

 به نظر من , من به هر چي كه معتقدم و واسه هر چي كه احترام قائلم و هر چي كه برام مقدسه , فقط و فقط برا خودمه , فقط و فقط برا خودم مقدسه و قابل احترام , ديگران مي تونن هر نظري در اين مورد داشته باشن .

يه چيز ديگه , كسي حق داره وقتي بهش توهين مي كنن ناراحت بشه كه خودش به ديگران توهين نكنه . خب ما جماعت ايرونيم كه عادت داريم به هر چي كه يه كوچولو ازش خوشمون نيومده توهين كنه (منم از اين خصلت مبرا نيستم) , خدايش ما اگه مي تونستيم دقيقن بر عكس اين فيلم رو نمي ساختيم ؟ يا اين هولوكاست , افسانه ! هست كه هست واسه يه عده خيلي مهمه ما حق نداشتيم مسخره اش كنيم . انصاف داشته باشيم تاريخ ما پر از توهين به ديگران و فرهنگ و تمدن و نژادشونه .

ما ايرانيا به هم ديگه هم احترام نمي ذاريم , احترام به غير ايراني كه جاي خود داره . اگه اين فيلم رو جوري مي ساختن كه به دشمناي ما توهين مي شد كلي هم مشعوف مي شديم كه به به چه فيلم خوبي ساختن .

ما تا وقتي خودمون به هم فحش مي ديم به هم توهين مي كنيم و هم ديگه رو تحقير مي كنيم نبايد از ديدن اين چيزا ناراحت بشيم . ما ايرانيا يكي رو خر مي دونيم و اون يكي رو بي غيرت و يكي ديگه رو ملخ خور و يكي ديگه رو دزد و يكي رو نفهم و بي شعور و يكي رو فاسد ... ( بخوام همه رو بنويسم مي شه مثنوي هفت من كاغذ ) پس از ديگران نبايد انتظاري داشت .

تاريخ داشتيم كه داشتيم , فرهنگ داشتيم كه داشتيم , وقتي الان هيچ چيز نداريم وقتي الان يه عده بي فرهنگ و عوضي هستيم ( سند بي فرهنگي و بي شعوريمون رو پارسال امضا كرديم , چند نفر هستن كه فيلم هنرپيشه ي نرگس رو نديدن ؟ ركورد كل تاريخ سينما رو شكونديم )

اگه خوب به اين فيلم نگاه كنيم متوجه مي شيم دقيقن همون خصلت هاي رو كه ايرانيا به هم نسبت مي دن تو اين فيلم بهمون نسبت داده شده . مثلن همجنس گرا بودن خشايار شاه , بي شعور بودن لشگرش , نفهميه ايرانيا , ... . چطور وقتي اين صفات رو خودمون به ديگران نسبت مي ديم طرف نبايد ناراحت شه و فكرش بايد باز باشه و اين حرفا , ولي وقتي ديگران بهمون نسبت مي دن بايد هوار بكشيم و هزار جا اعتراض كنيم و بيانيه صادر كنيم و محكوم كنيم و هزار تا كار ديگه . نه , من هيچ كدوم از اين كارا رو نمي كنم , چون اصلن مهم نيست برام .

 خب فكر كنم يه عده ي بي شماري الان دلشون مي خواد من رو پيدا كنن و تيكه تيكم كنن . هر چي كه مي خواي بگو هر چي كه مي خواي فحش بده و هر كاري كه مي خواي بكنن , گفتم كه اصلن ناراحت نمي شم از اينكه كسي به من و اعتقاداتم توهين كنه .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/28ساعت 19:57 توسط شیطونک شاکی |

يعني چي كه ما 5 چاپ مختلف از بينوايان داريم و 4 تا از اليورتويست , بعد سه تفنگدار رو نداريم ؟ يعني چي كه من برا بار هفتم سپيد دندان رو , برا بار 4 فرياد مرا بشنو و باخانمان رو , برا بار n م بابا لنگدراز رو خوندم ولي حوصلم نمي ياد اسپارتاكوس رو بخونم ؟ يعني چي كه وقتي شازده كوچولو رو مي خونم دلم مي گيره ؟ يعني چي كه ما مردان كوچك رو داريم ولي زنان كوچك رو نداريم ؟ يعني چي كه جين اير نداريم ؟ يعني چي كه هربار مي خوام اين كتاب تفريحات شب رو بخونم از صفحه ي 10 به بعدش جلو تر نمي رم ؟ (فكر كنم يه هفت , هشت باري اين ده صفحه رو خوندم ) يعني چي كه هم دلم مي خواد دوباره چشمهايش رو بخونم هم دلم نمي خواد ؟ اصلن يعني چي كه بين اين همه كتاب علمي و اطلاعات عمومي يكيشونم الفباي خط بريل رو ننوشته ؟ يعني چي كه ما اين كتاب امشب اشكي مي ريزد رو داريم , كدوم ديونه اي اين كتاب رو به كل فاميل هديه داده ؟ (خيلي بدم مي ياد ازش) يعني چي كه من ديشب بين اون همه كتاب و بعد از زير و رو كردن دو تا از قفسه ها اخرش يكي بود يكي نبود رو برداشتم ؟ (اخه اون همه كتاب ) من چه مرگمه كه دلم نمي خواد كتاباي ديگه رو بخونم ؟ يعني چي كه اين داستاناي كتاباي عزيز نسين همش من رو ياد الان مي ندازه ؟ 

 بستني زياد بخوريد 

 ع . گ . ك . 1 (خيلي بدجنسيد چرا هيشكي حدس نزد من با علائم مورس چي نوشتم)

 ع . گ . ك 2 ( من بي خانمان شدم , بدين گونه كه اين خواهري مي خواد كنكور بده اتاق خودشم طبقه ي بالاست و اومده اتاق من رو كه طبقه ي پايينه صاحب شده كه چي بالا سر و صدا مي كنن نمي تونم درس بخونم )

 ع . گ . ك 3 ( طبقه ي بالا نشيمن + اتاق مامان + اتاق مهساس , طبقه ي پايين پذيراي + اتاق من + كتابخونس , كامپيوترم كه تو اتاق منه كه اين بدجنس صاحب شده , منم يا بايد مثل حالا از فيلمم بزنم بيام كانكت شم يا بي خيال شم و اصلن نيام , بنابراين تا وقت كنكور ببخشيد كه خيلي نمي تونم بهتون سر بزنم )

 ع . گ . ك 4

 (امكان جابه جا كردن كامپيوتر نيست , خيلي دردسر داره جابه جا كردنش )  

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/21ساعت 22:44 توسط شیطونک شاکی |

حسن بصري كه از عارفان بود روزي ياران خود را گفت : شما ماننده ايد به اصحاب رسول الله . ايشان شادي نمودند . حسن گفت : به روي و به ريش نه به چيز ديگر , كه اگر شما را بر ان قوم چشم مي افتاد , همه در چشم شما ديوانه مي نمودند . كه ايشان مقدمان بودند و چون مرغ پرنده و باد وزنده بر اسبان رهوار مي رفتند و ما , بر خران , پشت ريش مانده ايم . 

 بستني زياد بخوريد

ع . گ . ك . 1 ( يه وقت فكر نكنيد اين تشبيه شامل كساي ديگه اي هم مي شه , نه به جون شما فقط مختص ياران حسن بصريه )

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/01/20ساعت 22:21 توسط شیطونک شاکی |

دكتر شريعتي : اين ويژگي فرهنگ ابراهيمي است در برابر فرهنگ هاي هندي , چيني و به خصوص يوناني كه تا كسي , از سطح عوام فاصله مي گيرد , خدا مي شود و اين است كه اسمان ان ها پر از "خدايان كوچك" شده است و زمينشان خالي از "ادم هاي بزرگ" ! در ان جا پهلوانان و پادشاهان و فرزانگان همه جز خدايان اند و در اين جا , پر شكوه ترين سيماي خدايي تاريخ , باستاني ترين اغاز كننده ي فرهنگ و بنيان گذار توحيد و سر سلسله ي پيامبران بزرگ و پدر انبيا , كه موسي و عيسي و محمد , بزرگترين مذاهب عالم را ادامه ي راه او مي دانند , ابراهيم , باز هم يك انسان مي ماند ! و نه انساني ذهني ساخت فيلسوف ها و شاعر ها و عارف ها , انساني عيني , واقعي , با همه ي عواطف طبيعي بشري , انساني ساخت خدا ! ابراهيم , اين پير عاصي بر تاريخ , كافر بر همه ي خداوندان زمين , اين عاشق بزرگ , بنده ي ناچيز خداي توحيد .

بستني زياد بخوريد

ع . گ . ك 1 (شهربانو جونم , اون وبلاگايتو كه من ادرسشون رو دارم همه رو بستن , امروزم سعي كردم با استفاده از ... بهت سر بزنم ولي نمي دونم چرا نمي شه كامنت بذارم , انگار بايد از اين جا بهت عيد مباركي بگم , عيدت مبارك عزيزم . بستني زياد بخور , موفق باشي .)

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/01/02ساعت 6:6 توسط شیطونک شاکی |