به موسی وحی آمد او را بگو : آن نه همه اندر دوزخند و تو دهم ایشانی .
يكي از مريدان به دنبالش دويد و گفت : يا عيسي كسي تو را تعقيب نمي كند , چرا مي گريزي ؟
عيسي فرمود معطلم نكن ! بگذار بروم ! من براي دور شدن از ادمي نادان كه خودش را دانا مي پندارد مي گريزم و مي خواهم خود را از هم صحبتي با او خلاص كنم .
مرد گفت : مگر تو همان مسيحا نيستي كه كور و كر و افليج از تو شفا مي يابند ؟
فرمود : چرا همانم ؟
مرد گفت : مگر تو همان نيستي كه از منزلگاه افسون غيب اگاهي و چون ان افسون را بر مرده اي بخواني زنده شود ؟
فرمود : اري همانم كه گفتي .
مرد گفت : تو همان نيستي كه از گل مرغ مي سازي و بر ان مي دمي و از نفس تو مرغ گلي جان مي يابد ؟
فرمود : اري همانك كه گفتي .
مرد عرض كرد : اي روح پاك و مقدس , تو كه هر چه بخواهي مي كني , پس از چه چيزي باك داري و از چه مي ترسي .
عيسي فرمود : قسم به ذات پاك حق و به حرمت ذات و صفات پاك او كه گردون مطيع اراده ي اوست , ان اسم اعظمي را كه من بر كور و كر و فلج خواندم خوب شدند و بر كوه خواندم از هم شكافته شد , به تن مرده خواندم زنده شد , همان اسم اعظم را از روي دوستي هزاران بار بر دل جاهل پر مدعا خواندم و بيماري نادانيش شفا نيافت و اخلاقش عوض نشد .
مرد با حيرت پرسيد : اي فرستاده ي خدا , چه حكمتي است كه اسم حق در ان جا مفيد واقع شد و در اين جا اثر نكرد ؟ ان بيماري بود و ان هم بيماري چرا در ان جا درمان شد و اينجا نشد ؟
عيسي فرمود : اگر جهل با غرور اميخته باشد , درمان ناپذير است ... جاهل مغرور احمقي است كه همنشيني با او بزرگترين رنج است و من از او مي گريزم .
ع . گ . ك 1 ( فكر كنم يه چند روز پشت سر هم بايد آپ كنم چون كه يه عالمه حرف قلمبه شده تو دلم)
بستني زياد بخوريد .
ع . گ . ك 1 ( من خيلي خيلي اين حرف رو دوست دارم , خيلي معني داره )
ع . گ . ك 2 (جديدن بيشتر وبلاگايي رو كه مامانا در مورد بچه هاشون مي نويسن بستن . من با تفكر بسيار سر انجام فهميدم دليلش چيه ! عزيزان با يه رضايت نامه ي كتبي از پدر طفل تشريف ببريد مخابرات و از اونا رفع ابهام كنيد تا وبلاگاتون رو باز كنن , چون اونا فكر مي كنن كه شما بدون اجازه ي ولي داريد در مورد بچه هاتون چيز ميز مي نويسيد , كه خب مخالف شرع مبين جمهوري اسلاميه و اونا بايد جلوش رو بگيرن )
ع . گ . ك 3 ( ساعت ده و بيست ديقه ي صبحه , من ديگه مي رم بخوابم , روز همگي به خير , خواباي خوب ببينم
) ع . گ . ك 4 ( خدايا هزار هزار بار شكرت كه هيچ شكي توي شيطونك بودن نيست و هيچ كارم به ادميزاد نرفته)