تبليغاتX
شیطونک شاکی
شکایتا و حرفایه یه شیطونک
دو کس اندر نزد موسی فخر کردند یکی گفت من پسر فلانه فلانم . تو کیستی ؟ و نه پدر بر شمرد از مهتران .

به موسی وحی آمد او را بگو : آن نه همه اندر دوزخند و تو دهم ایشانی .

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/23ساعت 15:38 توسط شیطونک شاکی |

روزي عيسي را ديدند كه در حال فرار بود گويي شيري درنده به او حمله كرده بود و مي خواست خونش را بريزد . 

يكي از مريدان به دنبالش دويد و گفت : يا عيسي كسي تو را تعقيب نمي كند , چرا مي گريزي ؟

عيسي فرمود معطلم نكن ! بگذار بروم ! من براي دور شدن از ادمي نادان كه خودش را دانا مي پندارد مي گريزم و مي خواهم خود را از هم صحبتي با او خلاص كنم .

مرد گفت : مگر تو همان مسيحا نيستي كه كور و كر و افليج از تو شفا مي يابند ؟

 فرمود : چرا همانم ؟

 مرد گفت : مگر تو همان نيستي كه از منزلگاه افسون غيب اگاهي و چون ان افسون را بر مرده اي بخواني زنده شود ؟

فرمود : اري همانم كه گفتي .

مرد گفت : تو همان نيستي كه از گل مرغ مي سازي و بر ان مي دمي و از نفس تو مرغ گلي جان مي يابد ؟

فرمود : اري همانك كه گفتي .

مرد عرض كرد : اي روح پاك و مقدس , تو كه هر چه بخواهي مي كني , پس از چه چيزي باك داري و از چه مي ترسي .

عيسي فرمود : قسم به ذات پاك حق و به حرمت ذات و صفات پاك او كه گردون مطيع اراده ي اوست , ان اسم اعظمي را كه من بر كور و كر و فلج خواندم خوب شدند و بر كوه خواندم از هم شكافته شد , به تن مرده خواندم زنده شد , همان اسم اعظم را از روي دوستي هزاران بار بر دل جاهل پر مدعا خواندم و بيماري نادانيش شفا نيافت و اخلاقش عوض نشد .

مرد با حيرت پرسيد : اي فرستاده ي خدا , چه حكمتي است كه اسم حق در ان جا مفيد واقع شد و در اين جا اثر نكرد ؟ ان بيماري بود و ان هم بيماري چرا در ان جا درمان شد و اينجا نشد ؟

 عيسي فرمود : اگر جهل با غرور اميخته باشد , درمان ناپذير است ... جاهل مغرور احمقي است كه همنشيني با او بزرگترين رنج است و من از او مي گريزم .

+ نوشته شده در شنبه 1386/02/15ساعت 16:5 توسط شیطونک شاکی |

چرا مي گيم ما 2500 سال تمدن داريم ؟ اين 2500 سال شامل دوره هاي زياديه كه ما توش متمدن نبوديم هيچي از اون ور پشت بوم افتاده بوديم تو تحجر . تو رو به هرچي مي پرستي قسم , نگو دوران اون قجراي احمق يا اون شاهاي خون آشام صفوي ما تمدن داشتيم ! چون , آدرس ديونه خونه رو مي دم بهت . شايد درست اين باشه كه بگيم ما تو 2500 سال پيش تمدن داشتيم , اونم فقط داشتيم .

ع . گ . ك 1 ( فكر كنم يه چند روز پشت سر هم بايد آپ كنم چون كه يه عالمه حرف قلمبه شده تو دلم)

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/12ساعت 18:40 توسط شیطونک شاکی |

من قراره 7 مي 2073 بميرم . حالا از كجا فهميدم ؟ مي گم از كجا , فقط يه مشكلي هست . من لينك دادن بلد نيستم ! واسه همين تو قسمت نظرات آدرسش رو مي ذارم كه اگه دوست داشتيد بريد . منم اول كه تو وبلاگ پسر سيسيلي ديدم فكر كردم رماليه و از اين چرنديات ولي اون جوري نبود . يه چند تا سواله در مورد عادتاي زندگي , عادتاي جسمي و روحي كه خب رو طول عمر تاثير داره . فقط فكر كنم بايد يه كمي كاراي بد بكنم مثلن برم سيگاري شم چون اصلن دلم نمي خواد 87 سال عمر كنم . 

 بستني زياد بخوريد .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/12ساعت 5:7 توسط شیطونک شاکی |

شيخ ابوالحسن خرقاني بر سر خانقاه خود نوشته : هر كس در اين سرا در آيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد . چه آن كس كه به درگاه باري تعالي به جان ارزد , البته بر خان ابوالحسن به نان ارزد . 

 ع . گ . ك 1 ( من خيلي خيلي اين حرف رو دوست دارم , خيلي معني داره )

ع . گ . ك 2 (جديدن بيشتر وبلاگايي رو كه مامانا در مورد بچه هاشون مي نويسن بستن . من با تفكر بسيار سر انجام فهميدم دليلش چيه ! عزيزان با يه رضايت نامه ي كتبي از پدر طفل تشريف ببريد مخابرات و از اونا رفع ابهام كنيد تا وبلاگاتون رو باز كنن , چون اونا فكر مي كنن كه شما بدون اجازه ي ولي داريد در مورد بچه هاتون چيز ميز مي نويسيد , كه خب مخالف شرع مبين جمهوري اسلاميه و اونا بايد جلوش رو بگيرن )

ع . گ . ك 3 ( ساعت ده و بيست ديقه ي صبحه , من ديگه مي رم بخوابم , روز همگي به خير , خواباي خوب ببينم ) ع . گ . ك 4 ( خدايا هزار هزار بار شكرت كه هيچ شكي توي شيطونك بودن نيست و هيچ كارم به ادميزاد نرفته)

+ نوشته شده در شنبه 1386/02/08ساعت 23:52 توسط شیطونک شاکی |

من چه گلي به سرم بگيرم ؟ اخه چرا نمي تونم تو پرشين بلاگ كامنت بذارم ؟ اي خدا ! اخه اين چه بلايي بود سر من نازل كردي ؟
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/02ساعت 3:40 توسط شیطونک شاکی |