تبليغاتX
شیطونک شاکی
شکایتا و حرفایه یه شیطونک

 

يه مطلب ديگه تايپ كرده بودم كامنت پست قبل رو كه خوندم (با اسم يه اهل سنت) , فكر كردم يه توضيحي بدم . فقط اميدوارم آشوب ساز نشه .

علي رضا تو كامنتش نوشته بود اين عتيقه ها رو از كجا پيدا كردي ؟ خب من از اين عتيقه ها زياد ديدم , تقريبن تمام خانواده ي مادريم جز اون عتيقه ها هستن (البته اوني كه پست قبل در بارش گفتم فاميلم نيست) عتيقه هايي كه من بهشون مي گم رافضي .

يه زماني بود كه به شيعه ها مي گفتن رافضي , زماني كه شيعه ها جرات نداشتن اعتقاداتشون رو عنوان كنن , زماني كه شيعه ي علي بودن جرم بود . اون موقع به شيعه مي گفتن رافضي ( يعني از دين برگشته) اون وقتا رو نمي دونم ولي حالا لفظ رافضي لايق بخش زيادي از به اصطلاح شيعه هاست . رفتار الان شيعه ها با اهل سنت به مراتب بدتر از رفتاريه كه تو دوران بني اميه و بني عباس با شيعه ها مي شد .

يه زماني لعن كردن علي تو منابر سنت بود , الان جشن عمر كشون رسمه .

يه زماني شيعه جرات نداشت اعتقادش رو ابراز كنه , الان سنيا جرات ندارن .

يه زماني مي ترسيدن بگن اسمم علي , الان مي ترسن بگن اسمم عمر .

 

شيعه بودن رو چي تعيين مي كنه ؟

به كي مي شه گفت شيعه ؟

حد و مرز اعتقادات تشيع چيه ؟

 اصلن شيعه يعني چي ؟

 چرا من (من نوعي) شيعه هستم , اون يكي سنيه ؟

 

به صرف به دنيا اومدن تو خانواده ي شيعه كسي شيعه نمي شه .

من خانواده ي مادريم رو شيعه نمي دونم چون اولين اصل تشيع رو رعايت نمي كنن .

اولين اصل تشيع يعني سعي كني مثل علي باشي , پيرو علي باشي , راهي رو بري كه علي رفت . دوست داشتن علي و بچه هاش , عاشورا تو سر كله ي خودت زدن , دست باز و رو مهر نماز خوندن دليل شيعه بودن نيست .

شيعه يعني پيرو و شيعه ي علي بودن يعني پيرو علي باشي .

شيعه يعني : مثل علي سكوت كني . مثل علي جهاد كني . مثل علي فكر كني . مثل علي حرف بزني . مثل علي زندگي كني . مثل علي خدا رو بپرستي .

 

بدترين نوع اعتقاد , اعتقاديه كه آدم به ارث مي بره . اين كه به صرف به دنيا اومدن تو يه خانواده ي شيعه علي رو امام بدوني , و ندوني علي كي بود و چه كرد و چطور زندگي كرد !

 

خدا يكيه ! پيغمبر , محمده ! بهشت داريم و جهنم ! علي امامه ! آخه چرا ؟ چون از بچگي بهمون گفتن . چون پدرامون اين اعتقاد رو داشتن .

ما الان هيچ فرقي با اعراب دوران جاهليت نداريم , ما آريايي هاي مثلن متمدن . شعورمون و عقلمون از اونام كمتره , 1400 سال پيش اونا بت مي پرستيدن چون پدرانشون بت پرست بودن , و ما الان تو عصر ارتباطات به علي مي گيم امام چون پدرامون امام مي دونستنش .

چند نفرن كه بگن من مذهبم رو به ارث نبردم ؟ مي دونم علي چرا امامه ؟ كه من چرا با دست باز نماز مي خونم ؟ كه چرا خلافت خلفا رو قبول ندارم ؟ كه علي كي بود چه‌كار كرد از كجا اومده بود و اخرش چي شد ؟

 من اصلن ادم مومني نيستم , اعتقاداتم رو اصول اسلام فقط تا اندازه اي كه مي شه گفت مسلمونم . اما حداقل مي تونم بگم به هرچي كه معتقدم , خودم معتقدم , كه بهم ياد ندادن . درسته تو يه خانواده ي شيعه يه دنيا اومدم ولي اين كه 12 امام رو قبول دارم به صرف تعاليمي نيست كه بهم دادن , خودم با آگاهي قبولش كردم . اعتقادي كه دارم , درست يا غلط مال خودمه , خودم بهش رسيدم , مذهبم رو به ارث نبردم .

 اگه فكر مي كنم : علي 25 سال خونه نشين شد ( به تعبير خودش خار در چشم و استخوان در گلو) كه اتحاد مسلمونا رو حفظ كنه . كه مانع تفرقه اندازيه دشمناي اسلام بشه . كه راه پيغمبر رو بره . كه جلوي برادر كشي رو بگيره . كه سنيا هيچ نقشي نداشتن تو پايمال شدن حق علي . كه حقي رو كه 1400 سال پيش علي ازش گذشت نبايد از اهل سنت طلب كني چون اونا به اصطلاح غاصبين اون حق رو خليفه مي دونن . كه نبايد به عايشه فحش بدي حداقل به عنوان همسر پيغمبر بايد براش احترام قائل باشي . كه فحش دادن به خلفا تاريخ رو عوض نمي كنه . كه توهين به مقدسات هم دينامون فقط شيعه رو بيشتر و بيشتر منفور مي كنه . كه هر كي بيشتر به خلفا فحش بده جاي بهتري تو بهشت نداره . كه شيعه بودن فقط دست باز نماز خوندن نيست . كه شيعه بودن فقط اين نيست كه عاشورا تو سر و كلت بزني و گريه كني . كه دشمني با سنيا , دشمني با علي و توهين به تمام سوكت اون سالهاش . كه طلب كردن حقي كه 1400 سال پيش علي ازش گذشت چيزي نيست كه اون مي خواد . كه يه محبت بدون شناخت داشتن ادم رو شيعه نمي كنه . كه 12 تا ادم رو پشت هم رديف كني و امام بدونيشون چون پدرات مي گن امامن , دليل بر شيعه بودنت نيست . كه به جاي اين كه از اول بچگي تو گوش بچه هات بخوني امام اول علي , اول خودت بايد بدوني كه علي كي بود و چي بود و چيكار كرد . كه علي پسراش رو گذاشت جلوي خونه ي عثمان كه مانع كشته شدنش بشه . پس چرا با خوشحال بودن برا قتل عثمان به علي و كارش توهين كردنیم . كه شيعه نبايد جوري رفتار كنه كه يه سني بترسه جلوشون بگه كه اسمم عايشه است و يه شوخيه متداول باشه بين غير ايرانيايي كه با ايرانيا رابطه دارن اين‌كه به هم بگن دفعه ي بعد كه رفتيم ايران اونجا مي گم اين اسمش عمره . كه وقتي يه نفر پيغمبر و خدا و كتابش يا تو يكيه با تو هم كيشه بايد , به اعتقاداتش احترام بذاري حتي اگه قبولشون نداري . كه احترام به دست اوردنيه , من بايد به خلفا احترام بذارم تا اونام به اماما احترام بذارن . من همه ي اين اعتقادات رو درست يا غلط دارم , شايد اين اعتقادم غلط باشه شايد اصلن اعتقادات كسايي كه عكس اينا رو قبول دارن درست باشه . ولي حداقل اينا اعتقادات خودمه , كسي بهم يادشون نداده , از كسي به ارث نبردمشون , خودم به اين اعتقاد رسيدم . هميشه با اهل سنت رابطه ي به تري داشتم تا با شيعه ها , چون يكي از چيزايي كه هيچ وقت و هيچ وقتو هیچ وقت نمي تونم تحمل كنم توهين به خلفاست . هميشه سعي كردم تا جايي كه مي تونم احترام بذارم به اعتقاد اهل سنت و هميشه هزار برابر جواب گرفتم .

مثلن روز تولد پيغمبر تو روزي كه سنيا قبول دارن بهشون تبريك گفتم , اونام نيمه ي شعبان رو بهم تبريك گفتن . من اينا رو روشن فكري نمي دونم , اينا به نظر من ابتدايي ترين اصول دين و مذهبيه كه بهشون معتقدم .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/29ساعت 5:37 توسط شیطونک شاکی |

ناصرالدين شاه يه مجموعه ي شش جلدي از خاطراتش داره , خيلي دنبالش گشتم تا تونستم يه قسمتا يش رو از اين ور و اون ور پيدا كنم . خيلي جالبه , خيلي خيلي جالبه . از نثرش خيلي خوشم مياد يه جورايي جو زندگي تو اون دوران رو برا ادم القا مي كنه , اون قدر كيف داره با همون نثر حرف بزني . شايد بعدن يه بخشايي ازش رو نوشتم . ع . گ . ك 1 ( وبلاگ شكيبا چرا باز نمي شه ؟؟ اي خدا )
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/24ساعت 19:45 توسط شیطونک شاکی

واقعن خدا سايه ي اين هم كيشان عزيز رو كه كلي اطلاعات مذهبي دارن و مي دونن چه كارايي گناه داره , از سر هر كي كم مي كنه از سر من يكي كم نكنه ! ديروز توسط يكي از همين عزيزان كه جا داره از همين جا دستش رو ببوسم و ازش تشكر كنم فهميدم كه چقدر تا حالا گناه مي كردم خودم خبر نداشتم ! اين عزيز گرامي من رو متوجه اشتباهم كرد كه تو نبايد به عايشه بگي ام المومنين اين كار گناه بزرگيه ! بايد بهش بگي زنيكه ي ملعون !!!!!! بعد بهم گفت بايد با تمام دوستاي اهل سنتي كه دارم قطع رابطه كنم چون گناهه كه يه شيعه از 10 فرسخيه يه سني رد بشن چه برسه به اينكه باهاشون دوست بشه و رفت و آمد داشته باشه !!!!!! بعدم هر وقت يه سني رو ديدم بايد بلافاصله جلو روش به "ابوبكر" و "عمر" و "عثمان " و "عايشه" فحش بدم !!!! واي واي نمي دونيد من هميشه مرتكب چه گناه بزرگي مي شدم و خودم خبر نداشتم , من , منه شيعه , عادت دارم رو شكم مي خوابم ! واي واي يعني ممكنه خدا من رو ببخشه كه مثل "عمر"(همون غاصب تاج و تخت علي) مي خوابم و نفرستدم ته ته جهنم ؟ با اين اوصافي كه دوست عزيزم كرده من بايد برم تا آخر عمرم استغفار كنم و نماز بخشش بخونم شايد , اونم فقط شايد خدا من رو ببخشه و ديگه نفرستدم ته ته جهنم .

ع . گ . ك 1 ( چرندياتي بالا , خزعبلات يه رافضيه شيعه نما بود كه فك مي كنه شيعه بودن يعني فحش دادن سني ها و تمام مقدسات شون , شما جدي نگيريد)

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/24ساعت 15:5 توسط شیطونک شاکی |

اين تغيير دامنه تو بلاگ فا و پرشين بلاگ از com به ir باعث شده وبلاگايي كه فيلتر بودن باز بشن . اين عوض شدن دامنه و مختل شدن كار اين فيلتر چي هاي بي آبروي مخابرات , بسي باعث انبساط خاطر ما گشت . خدا اين هكرها رو اجر دنيا و آخرت دهد كه سبب خير شدند . هر چند اين فيلتر چي هاي بي آبرو دوباره كمر همت خواهندبست به سلاخي وبلاگ ها , ولي تا اون موقع ما كلي به ريش نداشتيشان خواهيم خنديد و كلي خوش خوشانمان خواهد شد .
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/23ساعت 2:8 توسط شیطونک شاکی |

شخصي مي گويد : عتابي يكي از دانش مندان بزرگ را ديدم كه بر دروازه , در راه نان مي خورد . به او گفتم واي بر تو خجالت نمي كشي ؟ گفت : اگر تو در خانه اي باشي كه گاوي در آن جا باشد و تو بخوري و او ببيند , خجالت مي كشي ؟ گفتم : نه , ولي تو در جلوي مردم راه مي روي و نان مي خوري . گفت : صبر كن تا به تو بفهمانم كه اين مردم هم گاوند . آن گاه عتابي ايستاد و شروع به سخن گفتن نمود . عده ي زيادي به دور او گرد آمدند . عتابي مدتي براي آن ها سخن راني نمود . آن گاه مكثي كرد و بعد ادامه داد : بيش از دو نفر براي من از رسول خدا روايت كرده اند كه فرمود هر كسي زبانش به نوك دماغش برسد داخل جهنم نمي شود !! هنوز سخن عتابي تمام نشده همه ي كساني كه در اطراف او جمع شده بودند زبان شان را در آوردند تا ببينند به نوك دماغ شان مي رسد يا خير . آن ها به تدريج از اطراف عتابي دور شدند , اما برخي از آن ها هم چنان كوشش مي كردند نوك زبان را به نوك بيني خود برسانند . چون مردم كاملا دور شدند , عتابي رو به من كرد و گفت : به تو نگفتم آن ها گاوند ؟!
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/22ساعت 23:32 توسط شیطونک شاکی |

تا حالا دقت كردين چقدر بعضي كاراي رئيس روسامون شبيه كاراي رئيس روساي امريكاست ؟ اون جا به هر چي كه ازش خوششون نياد برچسب تروريست بودن مي زنن , اين جا برچسب صهيونيست بودن . در واقع به گفته ي ايشونا فقط دو دسته ادم تو دنيا هست تروريست يا صهيونيست , حالا چقدرش درسته خودشونم نمي دونن . ولي اين وسط ما مي تونيم اميدوار باشيم دوستي هاي بزرگ با همين شباهتاي كوچيك شروع مي شن و دشمنياي بزرگ تر با همين شباهتاي كوچيك از بين مي رن .
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت 18:27 توسط شیطونک شاکی |

گفته بودم كه اصولن نظر امروز ادما در مورد بعضي مسائل مي تونه با نظر ديروزشون فرق كنه . منم الان نظرم عوض شده . ديگه هيچ بدبختي اي برا من وجود نداره و تا اطلاع ثانوي خوش بخت ترين و خوش حال ترين شيطونك دنيام . هورااااااااااااااااا . مشكل حل شد و من تونستم كل كتاب اخر هري پاتر و بخونم . هورااااااااااااااااا . دنيا چقده زيباست , زندگي چقده قشنگه , چقده من همه رو دوست دارم .
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/09ساعت 2:3 توسط شیطونک شاکی |

بعد از مدت ها يه گشت درست و حسابي تو اينترنت زدم . سعي كردم به همه سر بزنم و تا جايي كه اعصابم مي كشه كامنت بذارم ( اخه اپلو هوا كردن از كامنت گذاشتن برا من اسون تره ) كماكان نمي تونم تو پرشين بلاگ كامنت بذارم فكر مي كردم حالا كه دامنش عوض شده شايد بتونم كامنت بذارم ولي توهمي بيش نيود . نمي دونم شايد بازم يه مدت ديگه دسترسي چندان به اينترنت نداشتم , پس اگه نتونستم بهتون سر بزنم ببخشيد ديگه . بستني زياد بخوريد .
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:24 توسط شیطونک شاکی

اصولن نظر امروز ادما در مورد بعضي مسائل مي تونه با نظر ديروزشون فرق كنه , ديگه يه هفته و يه ماه و يه سال قبل كه جاي خود داره . نظر من در مورد اينكه بزرگترين بدبختي چي مي تونه باشه هم مرتب تغيير مي كنه . مثلن الان بزرگترين بدبختي برا من اينه كه وبلاگ هري پاتر 2000 نصف ترجمه ي كتاب اخر رو گذاشته ولي من نمي تونم دانلود كنمش , يعني دانلود مي شه ولي خونده نمي شه . هي روزگار . بدبختي يه درجه از اون كمترم اينه كه هنوز نمي دونم چه گلي به سرم بگيرم . خب ديگه من برم به درد خودم بميرم . شمام بستني زياد بخوريد .

ع . گ . ك 1 ( اگه كسي كتاب رو خونده مي شه بگه اسنيپ خوبه يا بد )

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 1:45 توسط شیطونک شاکی |