اين شعر رو برام ايميل زدن ، به نظرتون قشنگ نيست ؟
به آرامي آغاز به مردن مي كني اگر.......
اگر سفر نكني ، اگر چيزي نخواني ،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي ،
اگر از خودت قدرداني نكني
به آرامي آغاز به مردن مي كني
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي ،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند
به آرامي آغاز به مردن مي كني
اگر برده عادات خود شوي ،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي ...
اگر روزمرگي را تغيير ندهي
اگر رنگ هاي متفاوت به تن نكني ،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني
به آرامي آغاز به مردن مي كني
اگر از شور و حرارت ،
از احساسات سركش ،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وا مي دارند
و ضربان قلبت را تندترمي كنند ،
دوري كني ...
به آرامي آغاز به مردن مي كني اگر هنگامي كه با شغلت ، يا عشقت شاد نيستي ، آنرا عوض نكني
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني
اگر وراي روياها نروي ،
اگر به خودت اجازه ندهي كه حداقل يك بار در تمام زندگيت وراي مصلحت انديشي بروي .
امروز زندگي را آغاز كن !
امروز كاري بكن !
امروز مخاطره كن !
نگذار كه به آرامي بميري ...
شادي را فراموش نكن
پابلو نردا
ع . گ . ك 1 (ممنون چيلك جان
، يه دنيا ممنوم ، خيلي قشنگ بود)
+
نوشته شده در شنبه
1386/06/24ساعت 15:5 توسط شیطونک شاکی
|
همين الان پيش پاي شما رفتم بالا كه يه ليوان آب بخورم بابا صدام كرد كه مريم بگو ببينم اگه تو يه مسابقه ي دو كه خودتم شركت كننده اي نفر دوم رو بزني جلو ، نفر چندم شدي ؟ من : دوم . بابا : آفرين مريم ، آفرين مريم . من : بابا منو پپه گلابي فرض كرده بودي ؟ بابا : نه الان يه نفر از نخبه ها پرسيد جواب غلط دادن !!!! ع . گ . ك . 1 ( تو مهموني يه اتفاق جالب افتاد ، بعدن مي يام مي گم ) ع . گ .ك 2 (تاپم هنوز مفقوده)
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/06/12ساعت 23:50 توسط شیطونک شاکی
پست قبل گفتم يه مطلب ديگه تايپ كرده بودم , مي خواستم اون رو بذارم هر چي مي گردم پيداش نمي كنم . اگه ديدينش يه خبر به من بديد . حالا پست به جهنم ,فوقش يكي ديگي تايپ مي كنم . يه تاپ خوشگل داشتم از چند روز پيش مي خواستم برا مهمونيه امروز بپوشمش , هر چي مي گرددم اونم پيدا نمي شه . اگه اونم ديديد بهم اطلاع بديد . هيچي به اندازه ي گم كردن لباس اعصاب من رو بهم نمي ريزه , الان به شدت عصبيم , هيچ كس با من حرف نزنه ! اي خدا آخه تاپم كجاست ؟
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/06/01ساعت 1:16 توسط شیطونک شاکی
|