آدمی ساختهی افكار خويش است ، فردا همان خواهد شد كه امروز می انديشيده است !
ميوه ای كه در دسترس ماست " از ميوه ای كه بالای شاخه درخت است "لذيذتر می باشد ولی از اين جهت ميوه بالای درخت در نظرمان جلوه می كند كه دستمان به آن نمی رسد !
كسی كه به كسی حسد بورزد ، دليل آن است كه اعتراف به برتري او كرده !
انسان های بزرگ دو دل دارند : دلی كه درد می كشد و پنهان است ! دلی كه می خندد و اشكار است !
خداوند دعای دل غافل را اجابت نمی كند " پس هرگاه دعا مي كنيد " يقين به اجابت داشته باشيد !
من از 13 تایی نوشتن خیلی خوشم اومده . اگه می خواستم مطالب پست قبلی رو دونه دونه بنویسم 6 تا پست جداگانه میشد . در توضیح بند 4 و 5 باید بگم ، بله لباس پوشیدن یه سلیقهی کاملن شخصیه و هر کسی حق داره هر جوری که دلش میخواد لباس بپوشه . اینم اضافه کنم که من با شلوار کوتاه پوشیدن هیچ مشکلی ندارم ولی خب لباس پوشیدن یه اصولی داره و هر فصل لباس مناسب خودش رو همون جور که تو تابستون پالتو پوشیدن عجیبه زمستون شلوار کوتاه پوشیدن عجیبه .
بذارید چند تا از این شرایط شلوار کوتاه پوشیدن رو بررسی کنیم .
در تابستون و بهار و روزهای گرم پاییز :
1- من (من نوعی) شلوار کوتاه پوشیدن رو دوست دارم و میپوشم (برام فرقی هم نداره که مد هست یا نیست ، چون این لباس رو دوست دارم میپوشم) به هیچ کس هم مربوط نیست . (واقعنم مربوط نیست ، لباس فصل رو پوشیده)
2-من (من نوعی) شلوار کوتاه میپوشم چون من مثلن آدم آلا مدی هستم و تو فلان کلیپ دیدم دختری که با خواننده میرقصید شلوار کوتاه پوشیده ، البته این که من کفش سفید میپوشم با کیف قهوهای و مانتوی بنفش بازم نشونهی آلا مد بودنه ! (بازم چون لباس فصله ، هیچ مشکلی نیست و به هیچ کس ربطی نداره)
3- من (من نوعی) آدم آلا مدی هستم(واقعنم هست) شلوار کوتاه میپوشم چون مد شده ، فردا که شلوار کوتاه از مد افتاد دیگه نمیپوشم . (به هیچ کس مربوط نیست ، دوست داره رو مد باشه)
در زمستون و روزهای سرد پاییز :
1- من (من نوعی) وقتی دستکش پوشیدم یعنی هوا به نظر من سرده و من میخوام دستم رو از سرما محافظت کنم و با همون دستکش شلوار کوتاه بدون چکمه پوشیدم . این یعنی من دستم سردش میشه و ساق پام سردش نمیشه ! به هیچ کس مربوط نیست که من چی میپوشم ولی اگه خود من تو یه روز خنک بهاری ژاکت تنه کسی ببینم مسخره میکنمش .
2- من (من نوعی) به شدت گرمایی هستم و اصلن سردم نمی شه وسط زمستونم شلوار کوتاه میپوشم و ولی این گرمایی بودن فقط از زانو به پایینه وگرنه من هم پالتو پوشیدم هم و شال و کلاه ! به هیچ کس مربوط نیست که من چی میپوشم چون من گرمایی هستم میتونم شلوار کوتاه بپوشم ولی اگه یه آدم سرمایی تو یه روز خنک بهار ژاکت بپوشه من مسخره میکنمش .
3- من (من نوعی) چون تو ماهواره دیدم که هنرپیشه ی سریال "بین بیر گجه" مینیژوپ پوشیده به این نتیجه رسیدم که تو زمستون هم میشه لباس کوتاه پوشید و چون امکان مینی ژوپ پوشیدن ندارم شلوار کوتاه میپوشم ! (این رو من دقیقن از یه نفر شنیدم ! البته نه با این لحن ، ترجمهش میشد این)
4- من (من نوعی) شلوار کوتاه میپوشم چون بارون اومده و زمینا خیسه و اگه شلوار معمولی بپوشم شلوارم خیس خواهد شد ، من شلوار کوتاه میپوشم تا شلوارم خیس و کثیف نشه و برای اینکه ساق پام سردش نشه چکمه یا جوراب میپوشم .
و این داستان ادامه دارد ...
ببینید من شخصن هیچ مشکلی با رو مد بودن و مد پوشیدن ندارم ، اما این رو باید قبول کرد مد یه چیزه شیک بودن یه چیز دیگه . یه لباس که مد شده ممکنه به خاطر فیزیک بدنم به من(من نوعی) نیاد ولی تو تن یه نفر دیگه خیلی قشنگ بشه . من وقتی میبینم کسی اصرار داره هر چی مد شده حتی وقتی که بهش نمییاد رو بپوشه فقط و فقط برای این که دیگران بگن وای چه آدم آلا مدی ، متاسف میشم .
هر جایی هر مجلسی هر جمعی لباس مخصوص خودش رو داره . من (من نوعی) وقتی با آرایشی که مختص مهمونیهای رسمیه میرم دانشگاه یعنی من آدم رو مدی نیست و اصول لباس پوشیدن و آرایش کردن رو بلد نیستم . فقط چون دیدم سیبل جان تو یه مهمونی اون جوری آرایش کرده ، منم همون جور آرایش کردم و پا شدم رفتم دانشگاه .
من همون جور که از دیدن آدمی که بسیار شیک یا متناسب یا مد روز لباس پوشیده و لباسی که پوشیده برازندشه لذت میبرم ، از دیدن آدمی که فکر میکنه هرچی فلان خواننده پوشیده اینم باید بپوشه هر جور اون هنرپیشه آرایش داشته اینم باید داشته و جا و مکانش هم مهم نیست . اصلن هم مهم نیست که اون خواننده شغلش ایجاب میکنه اون جور لباس پوشیدن و آرایش کردن رو و هنرپیشه تو یه مجلس رسمی یا تو یه سریال اون پوشش رو داشته و تو کوچه و خیابون اون لباس رو نخواهد پوشید . متاسف میشم .
بله این به من ربطی نداره که کی چی پوشیده و لباس پوشیدن یه امر شخصیه منم نگفتم چرا پوشیدن فقط گفتم متاثر و ایضن متاسف میشم . همون جور که از دیدن یه بچهی بیمار که بیماریش به من ربطی نداره متاسف میشم .
چرا وقتی یه نفر میگه وای چه آدم شیکی چه لباس قشنگی پوشیده کسی اعتراض نمیکنه که لباس پوشیدن یه امر شخصیه ولی وقتی میگه وای اون چیه تو فصل سرما پوشیده اعتراض میکنن که لباس پوشیدن هرکسی به خودش مربوط میشه ؟ چر آخه آیا ؟
ع . گ . ک ۱ (ساعت ۷.۳۰ صبح یه بنده خدا با سرچ "آرایش سیبل جان" اومده این جا ! احتمالن می خواسته ببینه آخرین مدل آرایش سیبل جان چه جوری بوده با همون پاشه بره دانش گاه
)
من تحت تاثیر این آقای ایمنی دچار تهاجم فرهنگی شدم و خواستم کمی بخاری اتاقم رو کمتر کنم تا در اون همه امر خیری که می گفت شرکت داشته باشم . که خبر مرگ این آقای ایمنی کم کردن همان و خاموش شدن بخاری همان . از دیروز تا حالا با این بخاری کلنجار رفتم روشن نشد که نشد . امروزم بالا نشسته بودم که بخاری اون جا یه تق کرد و اونم خاموش شد . مجددن تلاش های من برای روشن کردنش بی نتیجه موند . هم اکنون من در یه خانه که هوایش بس ناجوانمردانه سرد است تک و تنها هستم . بالا سرد پایین سرد . منم با یه پتو روی دوشم اومدم وبلاگ آپ کنم . (تنها کار مفیدی که می تونم بکنم) اینا رو گفتم که بدونید من تو چه شرایط دشواری دارم می نویسم . بازم چون تحت تاثیر این 13 تایی نوشتن های وبلاگ نویسان دیگر بازم دچار تهاجم فرهنگی شدم می خوام 13 تایی بنویسم .
1- یه سوال بپرسم ، چند نفر می دونید ژلبون یعنی چی ؟
ماشاالله همه می دونید (در مورد این تشدید رو لله من شاکیم بعدن یادم بندازید بگم چرا) اون آقایی که آخر نشسته نمی دونه بذارین برا اون بگم . این جا به پاستیل میگن ژلبون ! البته بعضی ها هم میگن مینیش . حالا اونایی که می دونند چرا دستاشون رو ببرن بالا . احسنت . احسنت . بازم همتون می دونید . اشک شوقم سرازیر شد . ولی اون آقا بازم نمی دونه بذارید برا اون بگم . به همون دلیل که خیلیا به مایعظرف شویی می گن ریکا یا به پودر رخت شویی و لباس شویی می گن تاید . ما که کوچولو بودیم پاستیلهایی که این ورا بود یا مارک ژلبون داشتن یا مینیش (بیشتر هم ژلبون بود) این اسم هنوزم رو پاستیل مونده و این جا به پاستیل میگن ژلبون .
2- پیرو بند 1 من یه بار تهران خواستم ژلبون بخرم ، گفتم آقا دو بسته ژلبون می خوام ، فروشنده گفت نداریم . منم متعجب گفتم ایناهاش من دارم می بینم . و با نگاه عاقل اندر سفیه فروشنده مواجه شدم که خانوم اینا پاستیله و زیر لب هم اضافه کرد معلوم نیست از کدوم دهات اومده که اسم پاستیلم بلد نیست .
3- پیرو بند 2 من شهری شدم و بعد از اون تو تهران هر وقت خواستم ژلبون بخرم ، پاستیل مطالبه کردم .
4 – من یه بار دیگه تهران میخواستم از خونه ی خواهرم برم خونه ی مامانبزرگم . زمستونم بود . یه بستنی خریده بودم همین جور بستنی به دست در حال خوردن سوار اتوبوس شدم . وقتی نشستم دختر بغل دستیم کمی عاقل اندر سفیه نگاهم کرد و پرسید تو این سرما بستنی میخوری ؟ گفتم اشکالی داره . گفت نه فقط یه کم خنده داره . منم برگشتم گفتم آره بستنی خوردن من خنده داره شلوار کوتاه پوشیدن تو خنده دار نیست . یه خانومه صداش در اومد که بستنی خوردن تو خنده داره . شلوار کوتاه پوشیدن این خنده نداره ، گریه داره .
5 - پیرو بند 4 وقتی میبینم یه نفر شال و کلاه و دستکش و کاپشن یا پالتو پوشیده و شلوار کوتاه ، گریه نمی کنم ولی اندکی متاثر می شم .
6 -آقا حجاب مگه پوشیدگی نیست ؟ پس این مرده برا چی می گفت اگه کلاه بدون روسری سرتون کنید باهاتون برخورد می کنن ؟
7 – پیرو بند 6 اینا اون دنیا به دلیل کتک زدن دختر مردم باهاشون برخورد خواهد شد ؟
8 – پیرو بند 7 امر به معروف یا هر غلط دیگه ای که اینا می کنن مراحل و شرایط مختلف داره و شرط دوم تو واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر اینه که : احتمال بدهد امر و نهی او تاثیر می کند ، پس اگر بداند که تاثیر نمی کند واجب نیست .
9 – کاش به جای امر به معروف و نهی از منکر می رفتن جلوی تجارت مواد مخدر رو میگرفتن ، وقتی 50 درصد مواد مخدر اروپا از ایران عبور می کنه ، فک کنم خطر مواد مخدر بیشتر از بی حجابی دخترا باشه .
10 – میگم یه نفر به این مسولین صدا و سیما بگه شما که مجری رو مجبور می کنید به اساماس بگه پیامک و به ترمینال بگه پایانه و به کامپیوتر بگه رایانه و امثالهم ، و نگران این هستید که با استفاده ی کلمات بیگانه زبان فارسی به خطر نیفته . اول از همه خودتون باید بدونید و بعدم به اون مجری حالی کنید که فارسی مذکر و مونث نداره ، همین دیروز من دیدم تو تیتراژ یه برنامه نوشته بود شاعره .
11- پیرو بند 10 یکی به مسولین صدا و سیما بگه : خدا حافظتون باشه که نگران این هستید که هنرپیشه هاتون مرتکب گناه نشن و آستینک دستشون می کنید و گردنشون رو می پوشونید
ولی آرایش کردنم خودش گناهه . (با تمسخر بخونید)
12- من یه مریضی دارم . دکترم که رفتم گفت درمانش مشکله . خیلی هم سعی کردم خوب بشم ولی نشده دیگه . من مرض "هر چه من می دانم دیگران هم می دانند" دارم . یعنی یه سری مسائل تاریخی و فرهنگی و مذهبی و این جور چیزا رو که خودم خوندم یا شنیدم و به نوعی برام خیلی آشناست رو فکر می کنم برا دیگران هم باید این جوری باشه . البته این مریضی نسبت به مریضی "هر چه من میدانم دیگران نمی دانند" خیلی مریضی بهتریه ، ولی خب گاهی به خاطر این مریضی دچار شوک میشم وقتی می بینم تو یه جمع تحصیل کرده هیچ کس افسانه ی گیلگمش رو نشنیده .
13 – راستی این لله که گفتم از تشدید روش شاکیم . شما این لله رو بدون تشدید فرض کنید . یه اسمه و به مردی که پرستار بچه باشه میگن ، لا لا هم گفته می شه . حالا شاید یکی بخواد بنویسه لله (همون پرستار بچه) چیکار باید بکنه این تشدید چیه خودش رو میندازه وسط .
ع . گ . ک ۱ بستنی زیاد بخورید .
يک اسب شيهه میکشد و سرنوشت ما
تغيير میکند .
حميد مصدق
. من نمی خوام برم
. یکی منو قایم کنه . ننه من غریبم
. آخه من ۱۱ ساله مسواک می زنم دیگه چرا باید دندونم خراب بشه و چرک کنه
. کممممممممممممممممممممممممممممک
.
بعد نوشت : مثل یه سوپر ومن
خودم تنها تنها رفتم دندون پزشک و نصف دندون جلوییم رو خالی کرد که چرک بیاد بیرون . الان این شکلی شدم
.
بعدن تر نوشت : دانشناپذیر گفت
اینجوری کن دندونت رو ببینم بیا اینم دندونم
.

هشدار : یواش برو پایین سرت گیج نره ![]()

ع . گ . ک ۱ (مرسی عزیزم بابت گذاشتن عکسا ، قربانت
)
ع . گ . ک ۲ (بلاگ فا چه متجدد شده ! وبلاگ های دوستان را دوست دارم همی .)
امروز دوشنبه
5 آذر 1386
15 دیقعده 1428
26 نوامبر 2007
1767 سال پیش : پیروزی سپاه ایران در جنگ باربالیسوس بر رومیان ، در زمان پادشاهی اردشیر اول ساسانی .
واسه من مهم نیست
912 سال پیش : فرمان پاپ اوربن دوم ، مبنی بر تصرف سرزمین مقدس و پایان دادن به حاکمیت مسلمانان بر آن ، که به آغاز جنگ های صلیبی انجامید .
واسه من مهم نیست
113 سال پیش : درگذشت "هنریج هرتز" فیزیکدان و ریاضیدان آلمانی در 37 سالگی .
واسه من مهم نیست
83 سال پیش : تاسیس جمهوری خلق مغولستان .
واسه من مهم نیست
66 سال پیش : کمیتهی فرانسهی آزاد بیانیهای صادر کرد ، که به موجب آن ، سرپرستی فرانسه بر لبنان لغو گشت و استقلال این کشور اعلام شد .
واسه من مهم نیست
65 سال پیش : در گذشت محمد علی فروغی (ذکاءالملک) نخستین ، چهارمین و آخرین نخست وزیر رضاخان .
واسه من مهم نیست
40 سال پیش : اعلام تشکیل جمهوری خلق یمن جنوبی در عدن ، با تلاش جبههی آزادی بخش ملی .
واسه من مهم نیست
23 سال پیش : برقرای روابط دیپلماتیک عراق و امریکا ، پس از 17 سال و قفه .
واسه من مهم نیست
21 سال پیش : یه شیطونک که از زمین و زمان شاکیه جهان را با قدوم خود منور فرمود .
آهان این برام خیلی مهمه . 21 سالگیم مبارک .

راستی
اونایی هم که مثل محمد طاهر و حسن فکر می کنن طبق آماری که گرفتن اگه تمامی دخترها با پسرها با هم ازدواج کنن بازم دو سه میلیون دختر ازدواج نکرده میمونه ![]()
یه سر به لینک زیر بزنن