دکتر شریعتی ، نیایش :
تو ای حسین !
با تو چه بگوییم ؟
"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل" !
تو ای چراغ راه ،
ای کشتی رهایی ،
ای خونی که از آن نقطهی صحرا ، جاودان میتپی ، و میجوشی ، و در بستر زمان جاری هستی ، و بر همهی نسلها میگذری ، و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون میکنی ، و هر بذر شایسته را ، در زیر خاک ، میشکافی ، و میشکوفایی ، و هر نهال تشنهای را به برگ و بار حیات و خرمی مینشانی ،
ای آموزگار بزرگ شهادت !
برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن ،
قطرهای از آن خود را در بستر خشکیده و نیم مردهی ما جاری ساز ،
و تفتی از آتش آن صحرای آتشخیز را به این زمستان سرد و فسردهی ما ببخش .
ای که "مرگ سرخ" را برگزیدی تا عاشقانت را از "مرگ سیاه" برهانی ،
تا با هر قطرهی خونت ، ملتی را حیات بخشی ، و تاریخی را به تپش آری ، و کالبد مرده و فسردهی عصری را گرم کنی ، و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی !
ایمان ما ،
ملت ما ،
تاریخ فردای ما ،
کالبد زمان ما ،
"به تو و خون تو محتاج است"
کارتون سفرهای گالیور رو یادتون مییاد ؟ شهر آدم کوچولو ها رو چی ؟ اسمش لیلیپوت بود . یادتونه چند تا لیلیپوتی بودن که با گالیور میگشتن ؟ یکی شون مدام میگفت : "من میدونستم ..." . اسم اون یادتونه چی بود ؟ من هر چی فکر میکنم یادم نمییاد
.
ع.گ.ک ۱("سوگوشی" میدونید یعنی چی ؟ این یکی رو علاوه بر اون آقایی که اون ته نشسته ، بیشترتون نمیدونید . "سوگوشی" یعنی "مرغآبی" . این جا به آدمی که زیاد بره حموم
میگن "سوگوشی" .
"تاسوا" میدونید یعنی چی ؟ این یکی رو حتی اون آقایی که اون ته نشسته هم میدونه .
اون دوست عزیز گرامی رو یادتون میآد ؟ که من رو متوجه کرد چه شيطونک گناه كاری هستم ؟ ایشون میگفت روزهای عزاداری اگه تخمه بشکونی سوسک میشی ، موسیقی گوش کنی (مجاز و غیر مجاز) سوسک میشی . شیرنی بخوری سوسک میشی . تو محرم مو رنگ کنی و ابرو برداری سوسک میشی . موارد دیگه هم گفت ، ولی یادم نمیآد در مورد حموم رفتن هم چیزی گفت یا نه ؟
حالا شیطونک شاکی رو فرض کنید که سوگوشی هم هست . امروزم که تاسواست به نظرتون اگه برم حموم سوسک میشم
؟
بدبختی این جاست که فردا هم عاشوراست و احتمال سوسک شدن بیشتر از تاسوا ست
. منم نمیتونم 4 روز
حموم نرم
به نظرتون چیکار کنم ؟
)
ع.گ.ک ۲( من رفتم حموم
و تا الان سوسک نشدم
. به سرم زده کارایی رو که اون دوست عزیز گرامی گفت انجام بدم سوسک می شم انجام بدم ببینم آخرش چی می شه
. فوق فوقش سوسک می شم دیگه
سوسک هم مخلوق خداست
)
)
چند روز پیش اسپیکرم فوت کرد . براش
روحش شاد بشه . من که ازش راضیم اسپیکر بسیار بسیار خوبی بود و خیلی خوب برام کار کرد خدابیامرزدش انشاالله (انقدر بدم مییاد از این تشدید بیتربیت که بدون اجازه خودش رو میندازه وسط ، آخه بیادب درسته من هیچی نمیگم خودت نباید حیا داشته باشی یه خورده خجالت بکشی) میره بهشت پیش حوریا . دیروز من دچار بیماری حاد موسیقی شنیدن شدم اسپیکرم که فوت کرده ، همین جور کاسهی چه کنم چه کنم به دست بودم که یه باره
یاد گوشی واکمن افتادم(جون شما هر چی فکر میکنم یادم نمییاد چی به این گوشیا میگن) آوردم وصلش کردم جای اسپیکر و عجیب این که کار کرد دیگه از ذوق مرگی نمیدونستم چیکار کنم 
.
حالا میخوام تجربهم رو در اختتیارتون بذارم . عزیزان شما این کار رو نکنید از دیروز تا حالا همش یه نفر داره تو کلهم به رهی دیدم برگ خزان میخونه
. نمیدونم از کجا پیداش شده
فک کنم مربوط به اینه که گوشی واکمن رو به کامپوتر وصل کردم وگرنه من با همین گوشی موسیقی گوش کردم هیچیم نشد .
نتیجهی اخلاقی اینه که کبوتر با کبوتر باز با باز ، وسایل این تکنولوژی جدید رو نباید با هم قاطی کرد چون به هم نمیخورن و
عوازض جانبی ایجاد میشه .
)
تو عربی یه حسابی هست برای الفبا که بهش میگن حساب ابجد ما هم که الفبا مون همون الفبای عربیه با چهار تا حرف اضافهتر . حروف الفبا رو به یه ردیف خاص با هم ترکیب کردن و تو اون ترکیب هر حرف یه عدد داره برا خودش .
ترکیبا اینه : اَبجَد ، هَوَز ، حُطی ، کَلَمَن ، سَعفَص ، قَرَشَت ، ثخِذ ، ضَظِغ .
و عدد هر حرف یا همون حساب ابجد اینهاست :
الف 1
ب 2
ج 3
د 4
ه 5
و 6
ز 7
ح 8
ط 9
ی 10
ک 20
ل 30
م 40
ن 50
س 60
ع 70
ف 80
ص 90
ق 100
ر 200
ش 300
ت 400
ث 500
خ 600
ذ 700
ض 800
ظ 900
غ 1000
خب اینا حروفیه که بین عربی و فارسی مشترکن . میمونه چهار تا حرف فارسی "پ،چ،ژ،گ"
پ ، ب(2) حساب میشه
چ ، ج(3) حساب میشه
ژ ، ز(7) حساب میشه و
گ ، ک(20) حساب میشه .
دونستی ؟ آخه عزیز دل من تو که تو خونتون فرهنگ انگلیسی داری زشته وقتی اینقدر به ایرانی بودنت مینازی یه فرهنگ فارسی تو خونه نباشه ! نمیگم برو فرهنگ دهخدا و معین رو بخر ولی جون مادرت برو یه فرهنگ فارسی عمید بخر بذار تو خونت . گهگاهی هم یه نگاه بهش بنداز یه کمی فارسیت تقویت بشه و چهار تا کلمهی فارسی یاد بگیری تا وقتی کلمهی "ژَنگدان" یا "ژَغژَغ" یا "ژَخار" یا "پَکوک" یا "چَندَل" یا "چُغُند" یا کلماتی مثل اینا رو دیدی و شنیدی فکر نکنی مال زبون بورکینوفاسوییه . نگو من فارس نیستم و ترک هستم و مامانم کرد بوده و پسر عموی دختر خالم بلوچه و زن عموی بابام مازنی و ... . زمین و زمان رو به هم بدوزی فارسی زبون رسمیه این کشوره و مشترکات غیر قابل انکاری هم با زبون عربی پیدا کرده تو هم درسته فارس نیستی ولی ایرانی که هستی . باید بدونی چه کلماتی فارسیه و چه کلماتی نیست . باید بدونی کلمات فارسی رو چطوری جمع میبندن و کلمات غیر فارسی رو چطور . باید بدونی یه کلمه از چه ترکیبی ساخته شده و معنیش چیه . باید بدونی ات نشونه جمع فارسی هست یا نیست . باید بدونی فرق گزاردن با گذاردن چیه . یا باید بدونی چرا مینویسیم شنبه میگیم شمبه ... .
آهان بهتره اینم بدونی :
حروف هجا كه به فارسی الفبا ناميده می شوند عبارت است از : ا . ب . پ . ت . ج . چ . خ . د . ذ . ر . ز . ژ . س . ش . غ . ف . ک . گ . ل . م . ن . و . ه . ی . به واسطهی استعمال كلمات عربی و تركی 8 حرف ديگر به الفبای فارسی افزوده شده كه عبارت است از : ث . ح . ص . ط . ظ . ع . ق . اين حروف در زبان فارسی سره وجود ندارند و هر كلمهای كه يكی از اين حروف در آن باشد فارسی نيست . 4 حرف پ . چ . ژ . گ هم در عربی وجود ندارن و هر كلمهای كه از اين حروف داشته باشد عربی نيست . كلماتی كه همزهی وسط يا آخر دارند از زبان عربی گرفته شده اند .
)





کشف حجاب شده های دیروز از محجبه های امروز با حجاب ترن .
اشکال از کجاس ؟
که وقتی به زور حجاب برمی داشتن کسی قبول نمیکرد !
الان که به زور حجاب میذارن
بازم کسی قبول نمی کنه !
زور همون کلمه ی جادویی
عکس از وبلاگ عكسهای تاريخی و شکوه ایلام
)
بدین وسیله من از سرودن این شعر اعلام برائت میکنم . از وابستگی به استعمار بیتربیت و انگلیس بیادب اعلام برائت میکنم . از علاقه به رضا شاه که عاقلان و دانایان میگویند علاوه بر این که بسیار بیتربیت بوده که سلطنت رو از قاجار گرفته وابسته به انگلیس بیادب هم بوده اعلام برائت می کنم .
این شعر رو بانو پروین اعتصامی اسفند 1314 بهمناسبت رفع حجاب سروده . البته این چاپی که من دارم چاپ ششم و مال تیر ماه 1353 ، بنابراین نمیدونم چاپ های بعد از انقلاب این شعر رو دارن یا نه .
زن در ایران پیش ازاین گویی که ایرانی نبود پیـشهاش ، جز تـیـره روزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندرکنج عزلـت میگذشت زن چه بود آن روزها ، گر زانکه زندانی نبود
کس چو زن اندرسـیاهی قرنها منـزل نکرد کس چو زن ، در معبد سـالوس قربانی نبود
در عدالتخـانهی انصافزن شاهـد نداشـت در دبـستـان فـضیـلت ، زن دبـستـانی نبود
دادخواهیهای زن میماندعمری بیجواب آشــــکـارا بود ایــن بــیداد ، پـنـهـانی نبود
بسکسان راجامهو چوبشبانی بود ، لیک در نــهاد جمله گـرگی بــود ، چـوپانی نبود
از بــرای زن ، بــهمـیــدان فــراخ زنـدگــــی سرنوشت و قسمتی ، جز تنگمیدانی نبود
نور دانش را زچشم زن نهان میداشـتـنـد این ، ندانستن ز پسـتی و گـرانجـانی نبود
زن کجابافنده میشد ، بینخ و دوکو هنر خرمن و حاصل نبود ، آنجـا که دهقانی نبود
میوههای دکهی دانش فراوان بود ، لیـک بهـر زن هرگز نسیـبـی زین فـــراوانی نبود
در قفس میآرمیدو در قفس میداد جــان درگلـستان ، نـام از این مرغ گلـستانی نبود
بـهر زن ، تقلید تیـه فتنه و چـاه بـلاسـت زیـرک آن زن ، کو رهش این راه ظـلمانی نبود
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتـری بـا زمــرد یــاره و لـعـل بدخشــانی نبود
جلوهیصدپرنیان،چونیکقبایسادهنیست عزت از شایستگی بود ، از هوسرانی نبود
ارزش پوشنده کفش و جامه را ارزنده کـرد قـدر و پستی ، با گـرانی و به ارزانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز ، یک یک گوهرند گــوهـر تابـنـده ، تنها گــوهـر کانی نبود
از زر و زیور چهسود آنجا که نادان استزن زیـور و زر ، پـردهپـوش عیب نادانی نبود
عیبهاراجامهی پرهیز پوشانده استوبس جامهی عجب و هوی بـهتـر ز عریانی نبود
زن،سبکسارینبیندتاگرانسنگاستوپاک پــاک را آســیـبـی از آلــوده دامانی نبود
زن چوگنجوراستوعفتگنج وحرصو آز،دزد وای اگـــر آگــه ز آیــیــــن نـگـهبـانی نبود
اهـرمن بر سفرهی تقوی نمیشد میهمان زانکه میدانسـت آنجا جای مـهمانی نبود
پا بهراه راسـت باید داشـت ، کـاندر راه کج تـوشهای و رهنوردی ، جز پشیمانی نبود
چشم ودل را پرده میبایست ، امااز عفاف چــادر پـوســـیـده بـنـیـاد مـسلـمانی نبود
پروین اعتصامی
)
كسی را برای دوستی انتخاب كن كه قلب بزرگی داشته باشد تا مجبور نباشی برای اين كه در قلبش جا بگيری خودت را كوچک كنی .
عنوان این پست در اصل اینه : شیطونک شاکی میتواند خانهای را که در 4 هفته درهم ریخته در 4 ساعت جمع کند و 2 فیلم هم ببیند
!
گفته بودم مامان 4 هفته پیش رفت تهران ؟ نگفته بودم ؟! خب حالا میگم . جاتون خالی من و بابا کلی کیف کردیم و خونه رو بههم ریختیم . در 4 هفتهی گذشته یه بار جارو کردم و یه بار گاز پاک کردم یه بارم توالت و روشویی رو شستم ! بسیار خوش گذشت چون کسی نبود که بگه اینجا رو جمع کن ، این رو چرا گذاشتی اینجا و من تا تونستم عقدهی 20 سال گذشته و بابا عقدهی 30 سال گذشته رو خالی نمودیم بس که ریخت و پاش کردیم . 4 هفتهی گذشته بدین گونه گذشت :
![]()


![]()


![]()
.
نکتهی قابل توجه این مدت این بود که اونقدر زباله جمع نشد که حتی یک بار سطلش رو خالی کنیم ، امروز میخواستم سطل رو خالی کنم که یادم رفت .
قبلن به مامان گفته بودم هر وقت که خواستی بیای دو روز قبلش بگو تا من خونه رو جمع کنم و در بدو ورود سکته نکنی
. امشب ساعت 9 زنگ زدم خونهی الهام ، مامان گفت ساعت 10،30 بلیت دارم . فک کنم اگه زنگ نمیزدم اصلن نمیگفت داره مییاد . خلاصه من از ساعت 9 مشغول شستن و سابیدن و روبیدن بودم
و در عین حال دو تا فیلم هم دیدم
. همین دیگه ، گفتم که گفته باشم
.
من و یکی از دوستان متاهلم رفته بودیم مهمونی . یه خانوم اندکی سنتی اونجا بود ، ما رو نشون میزبان داد و یه چیزی پرسید
بعدش یه جور خاصی به من نگاه می کرد انگار می خواد یه چیزی بگه . آخر اومد گفت : دخترم شما آرایش می کنی می دونی گناه داره ! ؟
من این شکلی شدم
چون نسبت به دوستم آرایشم هیچی بود . برگشتم گفتم ببخشید این دوستم آرایشش از من بیشتره چرا به اون چیزی نمی گید؟
فک می کنید چی گفت ؟
انگار داره به یه بچه ی خنگ که فکر می کنه 2+2 می شه 5 توضیح می ده که 2+2می شه 4 .
گفت : این زنه اشکالی نداره آرایش بکنه ، تو چون دختری گناه داره .
ما :
.
بدبخت شدیم رفت
. این بشر همین جوری
این همه بلا سرمون آورد . الان که باتریش شارژ شده
چیکار میخواد بکنه فقط خدا میدونه . خدایا یه رحمی بکن .