تبليغاتX
شیطونک شاکی
شکایتا و حرفایه یه شیطونک
 

 

ممنون از خوانندگان فرهیخته‌ی خودم که همشون هم فهمیدن من عکس زیر رو به مناسبت سپندارمذگان گذاشتم   . قربان همگی‌ بروم   .

 

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/30ساعت 4:22 توسط شیطونک شاکی |

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/29ساعت 8:37 توسط شیطونک شاکی |

 

این رو اگه یادم باشه تو وب‌لاگ نوشی و جوجه‌هاش* خوندم

 

بدترين چيز اين است كه وقتی مورد آماج تهمت قرار می‌گيری ، لازم نيست كسی درستی‌اش را اثبات كند ... تو بايد خلافش را ثابت كنی .

 

 

* بیش‌تر از دوساله که دیگه نمی‌نویسه و من امید وارم هر جا هست با ناشا و آلوشا شاد و خرم باشه ،  لایق خوش‌بختی به به‌ترین نحوشه .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28ساعت 13:27 توسط شیطونک شاکی

 

پش‌نهاد می‌کنم یه سر به این لینکی که می‌ذارم بزنید . خیلی جالبه ( البته خود منم  از وب‌لاگ وسوسه ها پیداش کردم )

 

تست تمرکز

 

 

البته منم مثل شانتال فک می‌کنم تستش خراب باشه . ممکنم هست من یه نابغه باشم که نبوغم رو کشف نکرده باشم . بیش‌ترین رکود من ۲۶ ثانیه بود .

البته نه بار اولا ! چند بار باید بازی کنی تا قلش دستت بیاد . مثلن من اول تند تند این ور اون ورش می‌بردم تا به آبی ها نخوره می‌خود به دیوارا . یواش یواش پیش‌رفت کردم . آخرم که رسیدم به ۲۶ ثانیه .

ولی من نفهمیدم تمرکز چه ربطی به نبوغ داره ؟ شما اگه فهمیدید به منم بگید .

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28ساعت 3:58 توسط شیطونک شاکی |

 

 

چون  نامه جرم ما به هم  پيچيدند     بردند و به ديوان عمل سنجيدند

 

بيش از همه‌كس گناه ما بود ولی    ما  را به  محبت علی  بخشيدند*

 

 

*قبولش ندارم ولی دوستش دارم ! چه‌می‌شه کرد ؟ شیطونک‌شاکی می‌تونه چیزی رو که اصلن قبول نداره دوست داشته باشه .

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 3:30 توسط شیطونک شاکی

 

 

خدمت عزیزی* که ما را نوید جهنم** داد ، طول*** می‌نماییم  **** :

ما را در بهشت چه‌کار ؟   بهشت را به هیچ وجه نمی‌پسنیدم   و دو دستی تقدیم شما می‌نماییم  ، همه‌ی فقیران و بی‌چارگان و بندگان و بردگان و مفلسان و ضعیفان و  گرسنگان در بهشتند   . و همه‌ی پادشاهان و امیران و حاکمان و ثروتمندان و امرا و خانان و خاقانان و روسا در جهنم   .

پس می‌بینید که جهنم نکو تر است   .

 

 

* یک متن بسیار کامل و جامع در جوابتان نوشته بودیم ولی گذاشتیم یک روز از رویش بگذرد و وقتی گذشت دیدیم دیگر برایمان مهم نیست که چه گفته بودید و آن را نگذاشتیم و این یکی را گذاشتیم تا فی‌‌الحال با دوستان کمی خنده نماییم    .

 

**گویا از واجب البهشت بودن خود اطمینان کامل داشتند   . و باز هم گویا خداوندگار او را وکیل خود نموده‌اند تا از جانب او به بندگانش وعده‌ی بهشت و جهنم دهد   (از شما چه پنهان به یاد کشیشان قرون وسطا افتادیم که بهشت می‌فروختند البته گویا کسی کل جهنم را از ایشان خرید و گفت کسی را درجهنم راه نخواهد داد ) . البته به ما چه !  خداوندگار است و دوست دارد وکیل اختیار کند !   ولی عزیز گرامی می‌شود به این دو پرسش ما پاسخ دهید ؟ وکالتتان بلاعزل است یا امکان عزل دارد ؟   من باب آن پرسیدیم که شاید خداوندگار شما را از وکالت خویش عزل کرده باشد و شما بی‌خبر باشید ! و آیا خداوندگار شما را نفرمود نشانی دفتر وکالتتان را نیز ذکر نمایید ؟ این را نیز من باب آن پرسیدیم که شاید کسی نعوذب‌الله به حکم خداوندگار اعتراضی داشت باشد ! نباید بداند وکیلش را کجا بجوید ؟

 

*** میلمان می‌کشد طول نماییم    ، گیریم که همه‌ی آدمی‌زادگان عرض می‌نمایند ، ما میل داریم طول نماییم تا کور شود هر آن‌کس که نتواند دید کور شدنی  .

 

**** گذشتگان بدانید و آگاه باشید که ما می‌خواستیم اسمایلی نگذاریم   ولی پرسه فرمودند : اسمایلی بنهادوند تا چشم هر چه گذشتگان بی امکانات بود در بیاید درآمدنی !    پس عیب او نمایید و بر او غضب نمایید که ما بی‌تقصیریم و نواده‌ی نکوی شما هستیم   .

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/11/26ساعت 8:3 توسط شیطونک شاکی |

 

 

ما فراموش کرده بودیم که اینک آدینه است و ما تصمیم داشتیم هر آدینه انشایی به سیاق گذشتگان انشا نماییم ، نوشتار این پست را حذف نمودیم تا اشتباهمان را ماله بکشیم .

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/11/26ساعت 2:7 توسط شیطونک شاکی |

 

زمستان

 

بهار

 

زمستان

 

 بستنی زیاد بخورید  Wind13

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/25ساعت 2:58 توسط شیطونک شاکی

 

قرآن می‌دونید چیه ؟

خدای نکرده خوندینش ؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌دونید کارش چیه ؟

ممیزی کتاب می‌دونید یعنی چی ؟

وزارت فرهنگ و ارشاد یکی از کاراش اینه که کتاب ها رو بذاره زیر تیغ سانسور    تا خدای نکرده زبون دشمنان اسلام لال ، کسی کلمه‌ای مثل شراب و مشروب تو کتاب استفاده نکنه   . از کلمه‌ی پستان استفاده نکنه(گویا شهوت انگیزه)    ، لفظ بوسیدن نداشته باشه تا اسلام به خطر نیفته   ! یه وقت خدایی نکرده زن و مرد نامحرم هم دیگه رو بغل نکن و نبوس  و ... تازه این قسمت اخلاقی‌شه ، قسمت امنیتی و سیاسی بماند    .

مثلن راز داوینچی رو توقیف کردن چون به مسیحیت توهین کرده بود ! از تهمت‌های ناروایی ! که تو اون کتاب هست تو قرآنم هست . تو قرآن به صراحت اعلام شده عیسی پسر خدا نیست و بنده‌ی خداست  و همین طور تحریف و دست نویس بودن انجیل و تورات تایید شده  ! راز داوینچی هم همین‌ها رو گفته علاوه بر این‌که اون‌جا گفته شده مسیح ازدواج کرده .

به نظرتون با اون ممیزی سفت و سختی که دارن ، اگه قرآن به عنوان یه کتاب بره زیر دستشون مجوز چاپ خواهد گرفت یا نه ؟   اگه مجوز بگیره چه تغییراتی توش می‌دن   .

 

راستی ، رساله‌ی توضیح المسائل نمی‌دونید چه چیزیه   . یه کلمات مستهجنی داره توش    . نمی‌دونم به اون چه جوری مجوز چاپ دادن   ؟!

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/24ساعت 2:10 توسط شیطونک شاکی |

 

تلویزیون رو روشن می‌کنم ببینم چی‌ می‌ده !

یه بنده خدا داره حرف می‌زنه : همه‌ی غیر عرب ها این مشکل رو دارن ! که معنی آیات قران رو نمی‌فهمند ، باید آیات ترجمه بشه ... .  

یکی بیاد به این حالی کنه عربا هم معنی آیات رو نمی‌فهمن . اگه می‌فهمیدن حال و روزشون این نبود .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/23ساعت 5:16 توسط شیطونک شاکی

 

الهی عطا كن :

 

آن‌قدر شادی تا شادابم كند . 

 

آن‌قدر حركـت كه نيرومندم كند .  

 

آن‌قدر شكست كه فروتنم كند .  

 

آن‌قدر دوست كه آرامشم دهد .

 

آن‌قدر ثروت كه نيازهايم را برآورده كند .

 

آن‌قدر شور و شوق كه آينده نگرم كند .

 

آن‌قدر موفقيت كه شوقم را بيش‌تر كند .

 

آن‌قدر اندوه كه كه حالتم را انسانی كند .

 

آن‌قدر ايمان كه افسردگی‌ام را برطرف كند .

 

آن‌قدر تصميم كه هر روزم را به‌تر از ديروز كند .

 

 

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/23ساعت 3:10 توسط شیطونک شاکی |

 

 

تاریخ رو قوم غالب می‌نویسه . *

 

 

شیطونک نوشت : اما هیچ قومی برای همیشه غالب نیست . بترسید از فردایی که مغلوبتون کنن . بترسید از اون‌چه درموردتون خواهند نوشت . بترسید از قضاوت آیندگان . بترسید از فردایی که دیگه غالب نیستید تا تاریخ رو اون جور که می‌خواهید بنویسید . بترسید ...  .

 

 

 

* کسی می‌دونه این حرف مال کیه ؟

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 2:0 توسط شیطونک شاکی |

 

این پست افروز اسلامی رو از دست ندید ! 

تمبر اثر هنری برای مجموعه داران! 

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21ساعت 1:41 توسط شیطونک شاکی

 

Earth on the night عکس قشنگیه ولی بزرگه ، اگه خیلی کوچیکش کنم از ریخت می‌افته و بزرگشم سیستم وب‌لاگ رو به هم می‌ریزه.

 

پس برای دیدنش برید به


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1386/11/20ساعت 7:9 توسط شیطونک شاکی

 

 

دوره‌ی آموزشی ويژه‌ی آقايان

 

* اصل اين برنامه‌ی آموزشی در فرانسه تهيه شده .  

 

موضوع دوره: رسيدن به سطح هوشی يك خانم (كامل شدن)

 

هدف‌های آموزشی: كلاس‌های آمادگی دايم برای مردان ، به منظور آن كه عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال كنند (عضوی كه آن‌ها منكر وجود آن هستند).

 

برنامه‌ی آموزشی : آقايان پس از ثبت‌ نام ، 4 ترم آموزشی دارند و پس از آن مدرک معتبر پايان دوره به ايشان تعلق خواهد گرفت.

 

مهلت ثبت نام: هر چه زودتر به‌تر  

 

چارت آموزشی:

 

ترم 1 : مقدماتی

 

1. چگونه بدون مادرتان زندگی كنيد.(2000 ساعت)

2. زن شما مادر شما نيست. زن شما پرستار شما نيست. زن شما كلفت شما نيست. ( 350  ساعت)

3. فوتبال ورزش نيست و رونالدو يك ابله است.(500 ساعت)

4.چگونه تمام درآمدتان را به زنتان بدهيد.(550 ساعت) 

 

 

ترم 2 : زندگی مشترک

  

1. چگونه بدون احساس حسادت بچه‌دار شويد.(50 ساعت)

2. دوره‌های دوستانه‌ی زنتان دوره‌ی احمق‌ها نيست.(500 ساعت)

3. چگونه اعتياد به بازی با ريموت كنترل تلويزيون را ترک كنيد.(550 ساعت)

4. من پيش‌رفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم ... .( تمرين عملی همراه با نوار ويديو100 ساعت)

5. چگونه دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نگيريد.

6. چگونه لباس‌های كثيف را بدون پخش و پرا كردن به سبدشان انتقال دهيد. (500 ساعت)

7. چگونه از سرماخوردگی بهبود يابيد، بدون آن كه اميد به زندگی را از دست بدهيد.(200 ساعت)

8. چگونه به تنهايی لباس بپوشيد، به تنهايی لباس انتخاب كنيد و محل كمد لباس‌ها را بيابيد.

 

 

ترم 3 : تفريح و سرگرمی

 

1. اتوكشی در دو مرحله:

الف) چگونه يك پيراهن را در كمتر از 2 ساعت اتو كنيد.

ب ) تكرار با ديگر لباس‌ها (تمرين عملي)

2. تميز كردن خانه فعاليتی مطلوب و دل‌پذير است.

3. چه كنيد تا بيرون بردن زباله‌ها را فراموش نكنيد.

4. واحد ويژه: جاروبرقی وسيله ای است برای تميز كردن خانه كه گرد و خاک و آشغال‌ها را جمع مي‌كند. ( برای استفاده‌ی به‌تر به بخش 1 واحد 4 توجه کنيد.)

5. چگونه از دستمال گردگيری استفاده كنيد.

6. چگونه پس از انجام تعميرات در خانه، خرابكاری‌‌ها، ابزار و آشغال‌ها را جمع كنيد.

7. « ايستادن كنار اجاق گاز» معادل زنانه‌ی «نشستن جلوی تلويزيون» نيست. 

 

 

ترم 4 : آشپزی

  

 سطح 1  (مقدماتی):

چگونه از وسايل خانه استفاده كنيد.

(نكته : دكمه ON برای روشن كردن دستگاه و دكمه    OFFبرای خاموش كردن دستگاه است)

  

سطح 2  ( پيشرفته):

چگونه اولين سوپ آماده را بدون سوزاندن آن درست كنيد.

(نكته: حتما پشت پاكت سوپ را بخوانيد.)

( تمرين عملي: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانيد.)

 

سطح 3 ( تخصصی):

چگونه چای را بدون فراموش كردن آب و چای، داخل قوری (نه كتری) دم كنيد.

  

سطح 4 ( عالی):

چگونه چای تعارف كنيد بدون اين كه نصف آن در نعلبكی بريزد.

 

 

 

* به سبک ساروی کیجا : این متن با ای‌میل به دستم رسیده و نمی‌دونم نویسنده‌اش کیه .

  

 

بستنی زیاد بخورید Wind13 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/20ساعت 0:42 توسط شیطونک شاکی |

 

می‌خواستیم پستی بگذاریم گذاشتنی و بس عظیم ، که حظ فراوان ببرید از خواندنش و خنده بسیار کنید* که خواندنش بس شعف انگیز است و نشاط آور * . ناگاه به خاطر آوردیم که اینک آدینه می‌باشد و آدینه ها رسم بر این است که هیچ کاری نکرد مگر بی‌کاری* . ندانستیم* که گذاشتن آن پست عظیم هم جز کار حساب شود یا نه ؟ پس جانب احتیاط را نمودیم و از گذاشتنش منصرف گشتیم ! تا خدای ناکرده ما جز بدعت گذاران نباشیم* و فردا روز مارا به محکمه نکشند که چرا رسم دیرینمان را بر هم زدی . شما نیز برای خواندن* آن پست بس عظیم تا فردا روز انتظار کشید ، که عاقلان گویند : آن‌چه بعد از انتظار رسد بسیار دل‌نشین تر از آنی ست که بدون انتظار رسد* . 

 

 

 

 

 

* می‌خواستیم در آن مکان‌ها چند تایی اسمایلی گذاریم که ناگاه به خاطر آوردیم که ما به سیاق گذشتگان انشا نموده‌ایم و گذشتگانمان اسمایلی‌یشان کجا بود ؟! پس اسمایلی نگذاشتیم ، که همانند گذشتگان باشد انشای انشایمان ! تا روح گذشتگانمان عذاب نکشد و حسودی ننمایند که آن‌ها اسمایلی نداشتند و عیب ما مکنند که این نو به دوران رسیده با این اسمایلی‌های بی‌ریخت چه پزی به ما می‌دهد .

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/11/19ساعت 1:35 توسط شیطونک شاکی |

 

 

خدايا ! محتاجم مكن كه تهمت به كسی بزنم ، زيرا تهمت ، خيانت ظالمانه‏ای است .

 

خدايا ! ارشادم كن كه بی‌‏انصافی نكنم ، زيرا كسی‌ كه انصاف ندارد شرف ندارد .

 

خدايا ! راهنمايم باش تا حق كسی را ضايع نكنم ، كه بی‏احترامی به يک انسان ، همانا كفر خدای بزرگ است .

 

خدايا ! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده ، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيبای تو را مشاهده كنم .

 

 

 

 

عزیزی پرسیده بود : این‌جا هر روز آپ می‌شه ؟

باید طول کنم* ، خدمتتون که من فعلن در دوره‌ی سرخوشی و خل‌مشنگی   به‌سر می‌برم بنابراین این‌جا تا اطلاع ثانوی تقریبن هر روز آپ خواهد شد  .

 

 

 

* چیه ؟   این همه آدم عرض می‌کنن اشکالی نداره ، من یه بار خواستم طول کنم ابروت رو می‌کشی بالا   .

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/18ساعت 0:28 توسط شیطونک شاکی |

 

رفته بودیم فرودگاه ، بدرقه‌ی خواهرم اینا . 10 دیقه مونده به پرواز ، چند نفر رسیدن و یکیشون هول‌هولکی داشت  تو چمدونش دنبال چیزی می‌گشت . یه خانوم محترم هم کنار من نشسته بود با تعجب پرسید : این دنبال چی می‌گرده  ؟

من : دامن .

خانومه : دامن ؟

دختر یه دامن از چمدون درآورد و بدو بدو رفت قسمت بازرسی .

خانومه : از کجا ‌فهمیدی ؟

من : پالتوش خیلی کوتاه بود حدس زدم بهش گفته باشن برو دامن بپوش .

دختر دامن به تن اومد بیرون .

من : طفلکی .

خانومه : این ... * حقشونه ، باید همین جوری باهاشون رفتار کرد تا آدم بشن .

من :

خانومه : تو از کجا حدس زدی بهش گفته باشن دامن بپوشه ؟

من : تجربه‌ش رو دارم .

خانومه :

 

 

آخر چی شد ؟ یه ساعت دامن تنش کردن و چند دیقه اعصابش رو به هم ریختن .

نه ارشاد   شد ! نه امر به معروف    شد ! نه به حجاب   راغب شد ! نه به راه راست   هدایت شد !

ته دلشم چند تا فحش داد به هر کی که باعث این رفتار با اون شده .

 

 

* انتظار دارین که بگم چی گفت   ؟ نه نمی گم ! این جا زن و بچه‌ی مردم وب‌لاگ می‌خونن   .

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/17ساعت 15:44 توسط شیطونک شاکی |

ما این پست جالب را "اگر امام حسین می خواست در ایران امروز قیام کند" خواندیم و حظ فراوان بردیم   ! گفتیم شما هم از این حظ ما بی نصیب نمانید  .

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/16ساعت 18:54 توسط شیطونک شاکی

بازی کتاب های ناتمام هست ، بگو خب  !

خب ، هیچی دیگه خواستم بگم بی‌خود من رو به این بازی دعوت نکنید    . من کتاب که دستم می‌گیرم   سیل بیاد ، زلزله بیاد ، توفان بشه ، از آسمون سنگ بباره ، برق بره ، شب بشه ، شبه صبح بشه ، خلاصه دنیا کن فیکونم بشه  (هر چی فکر می‌کنم املا این کن فیکون یادم نمی‌آد به بلدی خودتون ببخشید  ) چی می‌گفتم ؟ آهان . همین دیگه من کتاب رو اگه تموم نکنم ولش نمی‌کنم  . حتی کتاب "امشب اشکی می‌ریزد" رو با وجود این که وسط‌هاش دیگه داشتم دیونه می‌شدم  بس که مزخرف بود  تا آخر خوندمش . البته دروغ چرا ! همه باید بریم بخوابیم تو یه وجب خاک   کتاب "تفریحات شب" رو یه هفت ، هشت باری خواستم بخونم ولی از صفحه‌ی ده به بعدش جلوتر نرفتم  . کسی اگه خونده به منم بگه جریانش چیه ؟ همین دیگه من کتاب ناتمام ندارم  . بی‌خود زحمت دعوت کردن من رو به خودتون ندید   .

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/16ساعت 11:23 توسط شیطونک شاکی |

  

یه‌بار یه جایی صحبت به زن‌های خیابانی کشید ، یه نفر به شدت ازشون دفاع کرد . دلیل های نسبتن منطقی و قانع کننده هم داشت . ولی نتونست به سوال من جواب بده ، ازش پرسیدم : قبول داری که گدایی راحت‌تر و شریف‌تر و پردرآمد تر از شغل اون‌هاست ؟ اگه نیاز دارن اگه بدبختن اگه دارن از گشنگی می‌میرن خب چرا نمی‌رن گدایی کنن ؟

یه‌باردیگه یه‌جای دیگه یه نفر یکی از اون زن ها رو موقع چونه زدن سر قیمت دیده بود و داشت تعریف می‌کرد ، من پرسیدم اصلن از کجا فهمیدی جریان چیه که دقت کردی به موضوع ؟ خیلی ساده برگشت گفت دقت کردن نمی‌خواد اون کثافتا بو می‌دن . (نمی‌تونم توضیح بدم با چه لحن تحقیر آمیزی گفت)

طرف آقا بود گیس نداشت تا کار به گیس و گیس کشی بکشه ولی یه دعوای شدید بین من اون راه افتاد  . سر این موضوع که اگه اون کثافتا بو می‌دن ، مردایی که با اون زن‌ها رابطه دارن چی هستن ؟  اون مردهایی که درصد بسیار بالایی شون هم جز متاهلین هستن چی هستن ؟ اون زن‌ها بدبخت هایی هستن که حالا به هردلیل تن به این کار می‌دن ، تو می‌گی کثافتن ! باشه قبول ! پس مردهایی که از این استیصال و درموندگی اون ها استفاده می‌کنن چی هستن ؟ مردایی که به هم‌سرشون خیانت می‌کنن چی هستن ؟

 

چرا نمی‌خوایم قبول کنیم ٬ اگه زن خیابونی وجود داره به خاطر اینه که مردهای شریف و پاک و ناموس پرست و غیور ایرانی طالبشن ؟ این یه اصله که هر چی تقاضا بیش‌تر عرضه بیش‌تر هر چی تقاضا کم‌تر عرضه هم کم‌تر .

 

 

 

روسپی بی‌‌چاره‌ای را به سنگ‌سار محكوم كرده بودند ، عيسی مسيح سر رسيد ، پس فرمود : هر كس كه شرم‌سار گناهی نيست اولين سنگ را بياندازد ، مردم همه سرافكنده پراكنده شدند .   

 انجيل , عهد جديد .

 

 

حالا یه سوال . زن‌های خیابونی که به هر دلیلی اون شغل رو انتخاب کرده باشن از سر شکم سیری نبوده ، از مفسدین اقتصادی‌ای که میلیاردها از بودجه و بیت المال و هر کوفت دیگه ای بالا کشیدن ، خطرناک‌تر هستن ؟ پست‌تر هستن ؟ کثافت‌تر هستن ؟ بی‌شرف تر هستن ؟

چرا مفسدین اجتماعی رو اعدام می‌کنن ولی مفسدین اقتصادی رو نه ؟

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

ع.گ.ک1(خب ممنونم که این پست رو خوندی ، حالا که زحمت کشیدی و خوندی  زحمت بکش و یه کامنت هم بذار و بگو نظرت چیه ؟  با حرف‌های من موافقی یا مخالف ؟ )

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/14ساعت 1:43 توسط شیطونک شاکی |

 

تو افسانه‌ی گیلگمش حرف‌های زیبای زیادی هست ، ولی من از همه بیش‌تر این حرف رو که سیدوری به گیلگمش می‌زنه دوست دارم :

 

سیدوری : گیلگمش ، قصد کجا داری ؟ زندگی جاوید را هرگز نخواهی یافت . مرگ بهره‌ی آدمیان است و جاودانگی از آن خدا ، از این روی باید که مرگ را بادلیری بپذیری .

 

 

اگه می‌دونید گیلگمش کیه که ، واه واه تازه‌به دوران رسیده های ندید بدید  . اگه نمی‌دونید آفرین و احسنت   . اصولن خوب نیست آدمی‌زاد همه چی رو بدونه .

 

 

 

بستنی زیاد بخوریدWind13

 

+ نوش