تبليغاتX
شیطونک شاکی
شکایتا و حرفایه یه شیطونک
 

این نکته‌ رو این بار با این پیش فرض بخونید که شخص می‌تونه هر کسی باشه ، به خصوص اشخاصی که زندگی باهاشون رو انتخاب نکردی .

زمانی که تو واقعن برای شخصی ارزش قایلی ، به‌دنبال ضعف‌ها نمی‌گردی ، به‌دنبال جواب‌ها نیستی . در عوض ، با اشتباه‌ها می‌جنگی ، ضعف‌ها را می‌پذیری ، و به بهانه‌ها توجه نمی‌کنی .

ع . گ . ک 1 ( چه بر سر کامنت دانی بلاگفا آمده است ؟ ناخوش احوال است که این چنین رنگ به رخ ندارد ؟  )

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/31ساعت 4:24 توسط شیطونک شاکی |

 

وقتی داری چهارگوشی به حرفای کسی گوش می‌دی و در عین حال تظاهر می‌کنی که کتاب می‌خونی ، به‌تره چند دیقه یه بار کتابتو ورق بزنی ! چون ممکنه کسی که به حرفاش گوش می‌دی دست بر قضا یه شیطونک باشه و بهت بگه : یه کلاس تند خوانی برو ، الان نیم ساعته که داری همین یه صفحه رو می‌خونی !

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/30ساعت 1:33 توسط شیطونک شاکی |

 

من هنوزم معتقدم فوتبال چیز مزخرفیه

من هنوزم معتقدم به جای اون نود دیقه فوتبال نگاه کردن بگیری بخوابی از وقتت به‌تر استفاده کردی

من هنوز از فوتبال خوشم نمی‌آد

من هنوز نمی‌دونم چرا بیست نفر ادم می‌دون دنبال یه توپ که بفرستنش تو چهارچوب دروازه

ولی خوش‌حالم که پرسپولیس قهرمان شد

نه به خاطر پرسپولیس به خاطر مربیش که برخلاف اغلب مربیای ایرانی شعور و شخصیت داره

و خوش‌حالم که استقلال سیزدهم شد چون از اون مربی دلقکش بدم می‌اومد 

آی کیف کردم وقتی به تیم سقوط کرده باخت ! آی کیف کردم آی کیف کردم ...

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29ساعت 17:26 توسط شیطونک شاکی |

 

این قسمتِ خرمگس رو خیلی دوست دارم :

آرتور کوزه را به کناری گذاشت و به درون بشکه‌ای خالی رفت و با حرص تمام مشغول خوردن گوشت شد و یعد از سیر شدن یرای اولین بار بدون دعا خواندن خود را آماده‌ی خواب کرد .

یه جورایی تمام تغییرات آینده‌ی آرتور رو تو همین یه جمله توصیف کرده .

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت 0:51 توسط شیطونک شاکی |

 

مهاجرانی: با این نگاه ، قرآن هم مجوز چاپ نمی‌گیرد

 

شیطونک نوشت : چی ؟!

 

این نوشته‌ی خانم روانی‌پور هم بسیار جالبه :  

 

 

                   چرا ادبیات ایران جهانی نیست (قسمت دوم )

 

 

 

پ . ن : اینم فیلتر شکن برای باز کردن لینک اول

 

ع . گ . ک ۱ (حلالتون نمی کنم اگه جای دیگه ای باهاش برید بعد مامان باباتون فردای قیامت یخمونو بگیرن که بچه مونو از راه به در کردی  )

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0:40 توسط شیطونک شاکی |

 

دو سه سال پس از جنگ 1967 یکی از افسران نظامی کویتی که گویا درجه‌ی سرتیپی داشت در یکی از مجلات کویت به نام "الجیش" ، مقاله‌ی جالبی نوشته بود .

نوشته بود : "قبل از جنگ شش روزه ، صحرای نقب در دست اردن و قسمت عمده‌ی آن باتلاق و منبع پشه‌های مالاریا و حشرات گزنده بود . بوی تعفن باتلاق از مسافت دور به مشام می‌رسید . صحرا به همین گونه رها شده و کاملن بلااستفاده مانده بود و کسی از نزدیکی‌های آن نمی‌گذشت . ولی وقتی اسرائیل قسمتی از خاک اردن از جمله صحرای نقب را اشغال کرد فورن مشغول کار و احیای آن شدند . نخست روی اصول فنی باتلاق را خشکاندند ، سپس در آن تاسیساتی به‌وجود آوردند . قسمت زیادی از آن را به صورت باغ‌های پرتقال و لیمو و نارنج درآوردند ، و قسمتی را اختصاص به ساختمان‌های نظامی دادند . امروز شما از یک کیلومتری صحرای نقب که بگذرید بوی عطر درختان پرتقال و نارنج و مشام شما را می‌نوازد و آن صحرای برهوت به صورت بهشت برین درآمده و کسی باور نمی‌کند که روزی آن‌جا باتلاق و از نظر افتاده بود است."

حال خدا باید زمین خودش را به عرب‌های مالک اصلی بدهد ، یا به اسرائیل غاصب ! *

...

در سال‌هایی که من در کویت منبر داشتم ده‌ها هزار مرد و زن فلسطینی در آن شیخ نشین شاغل بودند . مردان اغلب تحصیل کرده ، آموزگار و دبیر ، و کارمند ، و مهندس ساختمان بودند ، و زنان که عمومن بی‌حجاب و مینی‌ژوپ پوش بودند ، نیز معلم بودند ، یا کارهای دیگر داشتند و یا خانه دار بودند .

می‌گفتند : اين‌ها چنان نسبت به سرنوشت خود بی‌تفاوت هستند كه ديگر باور ندارند روزی به فلسطين برگردند , لذا به تن‌پروری خو گرفته اند  , اما در عين حال اسم ايران و شيعه را كه می‌بری بدترين نفرت را نسبت به "عجم ها" دارند ! می‌گفتند : آن‌ها می‌گويند ما يهود عرب فلسطين را به‌تر از شما عجم ها می‌دانيم , دعوای ما بر سر يهوديان اروپایی است ، حاضريم با يهوديان عرب رفت و آمد داشته باشيم اما با عجم نه (!!!!!!!!!!!) ... در صف گذر‌نامه بوديم و دو زن جوان فلسطينی جلوی ما بودند . من برای آن‌ها ناراحت بودم كه اين خواهران مسلمان ما از وطن خود در به در و اين جا آواره‌اند و معلوم نيست چه بر سر آن‌ها بيايد . كمی بعد از جنگ 1967 بود ، ولی در همان لحظه ديدم كه يكی از آن‌ها به من اشاره كرد و به خانم ديگر گفت "عيم ، عيم" آن‌ها به جای عجم به منظور مسخره‌ی  بيشتر "عيم" می‌گفتند . مثل اين كه اصلن عجم بودن ، ان هم به لفظ "عيم" ننگ است و بايد تا او را ديدی بخندی .

...

آن‌چه من نوشتم مربوط به سی چهل سال پیش است ، ولی بحمداللـه از برکت انقلاب اسلامی و و آمد و رفت آن‌ها به ایران و درسی که از ایران اسلامی گرفته‌اند ، بیش‌تر آن‌ها دگرگونی خاصی پیدا کرده‌اند . **

 

*کتاب نقد عمر ؛ نوشته‌ی علی دوانی ، انتشارات رهنمون . صفحه‌ی 376

** کتاب نقد عمر ؛ نوشته‌ی علی دوانی ، انتشارات رهنمون . صفحه‌ی 380 ، 381

 

بستنی زیاد بخورید Wind13 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/24ساعت 0:32 توسط شیطونک شاکی |

 

فکر بکر

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/23ساعت 17:36 توسط شیطونک شاکی

 

 

امروز هر کاری می‌خواین بکنین* فردا که آقا بیاد مرداتونو می‌کشه و زنان و بچه هاتونو به اسیری مسلمونا می‌گیره (!! )

 

*اسرائیلی ها رو منظورش بود

 

شیطونک نوشت 1 : گویا آقا قراره وقتی بیاد برده‌داری رو احیا کنه ! اگه این جوره صد سال سیاه می‌خوام نیاد !

شیطونک نوشت 2 : مطمئنم از پدرانش مظلوم تره ! کاری رو که به اصطلاح شیعیانش دارن باهاش می‌کنن ، بنی امیه و بنی عباس با پدراش نکردن .  

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/22ساعت 13:42 توسط شیطونک شاکی |

 

دلمان نارنگی میخواست یخچال بیت همشیره را باز کردیم و بعد از اندکی کاوش نارنگی ها را یافتیم . ندایی از درونمان آمد که یخ دان را باز نما ! یخ دان را که باز نمودیدم با چند عدد بستنی مواجه شدیم .

شما آن شخصی را که دلش نارنگی می خواست ندیدید ؟ اگر دیدیدش بگویید بیاید نارنگی ها را بخورد ما که بستنی میل نمودیم .

 

 

پی می‌نویسیم : خودمان می‌دانیم خوب نبود ولی در این قحطی اینترنت همین هم غنیمت است !

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/20ساعت 23:38 توسط شیطونک شاکی |

 

زمانی که تو واقعن برای شخصی ارزش قایلی ، به‌دنبال ضعف‌ها نمی‌گردی ، به‌دنبال جواب‌ها نیستی . در عوض ، با اشتباه‌ها می‌جنگی ، ضعف‌ها را می‌پذیری ، و به بهانه‌ها توجه نمی‌کنی .

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/19ساعت 12:41 توسط شیطونک شاکی |

 

 

1)خانمه آخر این پستش نوشته :

لطفا اين پيام را براي تمام کساني که دوستشان داريد ارسال کنيد . اين مقاله را بايد براي هر کسي که درزندگيتان براي شما اهميت دارد ارسال کنيد.    

دوستان دنیای مجازی برای من خیلی اهمیت دارن . همتون لطفن این پست رو بخونید .

اخبار سرطانیه مفید  

 

2)این نوشته متعلق به فردا می‌باشد چون‌که من دارم تشریف می‌برم* تهران ، و خونه‌ی هم‌شیره از این خبرا نیست که همش تو اینترنت پلاس باشم امروز پستش کردم .

البته یه سری ذخایر استراتژیک تدارک دیدم !

 

 

*تشریف می‌برم برای مخاطبان خارج از تهران است ، برای مخاطبان تهرانی باید گفت تشریف می‌آورم .

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16ساعت 17:22 توسط شیطونک شاکی |

 

توضیحات :

پاساژ سه طبقه‌ای را در نظر بگیرید (یک طبقه زیر زمین و دو طبقه روی زمین) که مغازه‌های طبقه‌ی زیرزمین ظروف می‌فروشند . مغازه‌های طبقه‌ی هم‌کف لوازم آرایش و مغازه‌های طبقه‌ی اول لباس بچه . مشتریان پاساژ را 80 در 100 خانوم‌های مجرد و متاهل جوان تشکیل می‌دهند .

 

سوال :

چهار پسر در سنین بین 20 تا 25 سال وارد پاساژ مذکور می‌شوند ، آن‌ها برای چه به پاساژ آمده‌اند ؟

 

جواب :

الف) همگی با هم برای خرید هدیه‌ برای مادرانشان آمده‌اند .

ب) همگی با هم برای خرید هدیه برای دوست‌دخترانشان آمده‌اند .

ج) همگی با هم برای خرید هدیه برای خواهر یا برادر زاده‌ی‌شان آمده‌اند .

د)مشمول‌الضمه هستید اگر فکر کنید برای دید زدن خانوم‌های مجرد و متاهل جوان آمده‌اند . 

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16ساعت 4:6 توسط شیطونک شاکی |

 

بعد از آن‌که عبدالکریم ازبک به خراسان تاخت ، روزی در سیستان عبورش بر سر قبر رستم افتاد و به شماتت این شعر را خواند :

سـر از خـاک بـردار و ایـران بـبین     بـه کـام دلــیران توران ببین

و گفت ندانم اگر رستم قادر به گفتن بود ، چه می‌گفت .

یکی از وزرای او که ایرانی نژاد بود گفت : اگر خشم نگیری خواهم گفت .

گفت : بگو !  

گفت : اگر قادر به گفتن بود ، می‌گفت :

چو بیشه تهی مانَد از نره شیر     شغالی به بیشه درآید دلیر

 

 

ع . گ . ک 1 (هر گونه تشابه این حکایت با زمان حال به شدت تکذیب می‌شود  )

ع . گ . ک  2 (اینو که تو کتابای دبیرستان ننوشتن ؟  )

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/15ساعت 0:24 توسط شیطونک شاکی |

 

 

1)پیرو بند 10 و 11 این پست ، این تغییر هوا حتی بچه‌ی آتروپات‌گانم گول می‌زنه ! 

2)پیرو پست قبلی اگه هنوز کسی هست که نمی‌دونه هریسه یعنی چی ! همون به‌تر که ندونه !

3)اسم حلیم بادمجونو شنیدین ؟! خب که چی ؟ خب هیچی ! ما بهش می‌گیم کشک بادمجون !

4)من خطاطیم خوبه ها ! دلتون بسوزه .

5)این کتابه هست . کدوم کتاب ؟ شیاطین و فرشتگان . این که  بدتر از رازداوینچی به کلیسا توپیده ،   چرا سرش سروصدا نشد ؟ یعنی ازدواج کردن مسیح این‌قدر توهین داشت به کلیسا ؟

6)چه‌جویی همی زین سرای سپنج     کز آغاز رنج است و فرجام رنج

   بــریــزی بــه خـاک‌ار همه زاهـنـی     اگـر دین پـرستـی ور اهـرمنـی

7)برنارد شاو می‌گه : کتاب‌هایتان را به دیگران امانت ندهید ! نصف بیش‌تر کتاب‌هایی که در کتاب‌خانه ی من هستند ، کتاب‌هایی‌اند که از دیگران به امانت گرفتم !

8) توصیه می‌کنم قوین به بند 8 عمل کنید !

9) جمعه‌ی ها وب‌لاگستانو دوست ندارم ،   یه جوری انگار جمعه ها می‌ره تو کما !     

10)دارم زندگی مسالمت آمیز با چند تا عنکبوتو   تو اتاقم تجربه می‌کنم !    

11)این پستو بخونید .

12)مردم را سخن نجات خوش نمی‌آید ، سخن دوزخیان خوش می‌آید . سخنی که در آن نجات باشد آن راستی ست . لاجرم ، ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم که بمیرید از بیم .

فاطمه عارفه نبود ، زاهده بود . پیوسته از پیامبر حکایت دورخ پرسیدی .

(مقالات شمس)

13)شخصن معتقدم کسانی مثل مولانا یا شمس تبریزی ، برخلاف تمام باورهای معمول مثل بقیه آدما ضعف و عیب دارند ولی همیشه سعی شده این ضعفا زیر سایه ی تلقین عظمت ابعاد روحانی و عرفانی و فرا انسانی* شخصیت این افراد پوشونده بشه  

 

 

*...

 

 

ع . گ . ک 1 (ساعت 6.10 دیقه اضافه شد !

آقای الف تو وب‌لاگش اسم گرمک رو آورد بود و توضیحم داده بود چیه ! یعنی گرمک این‌قدر ناشناخته‌س ؟   

شما می‌شناسینش ؟)

 

 

 

 بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/14ساعت 0:16 توسط شیطونک شاکی |

 

 

ابوی مشغول تناول هریسه* بودند که هم‌شیره‌زاده‌ آمد و بعد از اندکی نگاه نمودن  به هریسه

پرسید : بابا جون این چیه ؟**

ابوی : هریسه .

هم‌شیره زاده : منم ایخوام ! ***

ابوی یک قاشق هریسه به او داد .

هم‌شیره زاده : چه خوش‌ازه‌س    بازم ایخوام****

ابوی و هم‌شیره‌زاده مشغول تناول هریسه شدند و ابوی یک قاشق به هم‌شیره‌زاده می‌داد یک قاشق خودش تناول می‌نمود .

آن‌یکی هم‌شیره‌زاده که دید هم‌شیره‌اش مشغول تناول هریسه است ترسید خدای ناکرده عقب بماند ، دوان دوان آمد   و منم منم گویان طلب هریسه نمود .

ابوی به هم‌شیره‌زاده‌ی بزرگ‌تر هریسه می‌داد کو‌چکتر هریسه‌اش را بلعیده بود و دهانش باز می‌شد ، هریسه دهان کو‌چک‌تر می‌گذاشت بزرگ‌تر هریسه‌اش را بلعیده بود و دهانش باز بود ! و آن میان فرصت این‌که خودش نیز هریسه تناول کند نبود ... ابوی که دید نوادگانش به او فرصت تناول نمی‌دهند فرمود : عزیزانم شما حالا دیگر شما بسم‌الله من میو .

 

 

*اگر می‌دانید هریسه چیست که هیچ ، اگر نمی‌دانید به این‌جا مراجعه فرمایید .

**‌قدر مسلم انتظار ندارید که طفل سه سال و نیمه به سیاق گذشتگان سخن براند !

*** منم می‌خوام .

**** چه خوش‌مزه‌س بازم می‌خوام .

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/13ساعت 0:8 توسط شیطونک شاکی |

 

به بلایی که داره از آسمون می‌باره نگاه می‌کنم ! چقدر محصول زیر بار این بلا نابود شد ؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/12ساعت 19:5 توسط شیطونک شاکی

 

 

در راستای این‌که اون وب‌لاگی که اون دفعه سیسمونی جمع می‌کرد الان کولر جمع می‌کنه ! خواستم بگم اگه کولر نداشتن فقر محسوب می‌شه   ما هم کولر نداریم . دوستان بر و بر منو نگاه نکنن ! خب ماهم فقیریم دیگه ، یالا برامون کولر بخرین !

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/12ساعت 3:24 توسط شیطونک شاکی

 

شیخ (ابوسعید ابی‌الخیر) را گفتند که : فلان کس بر روی آب راه می‌رود .

گفت : سهل است ، چغری* و صعوه‌ای** نیز بر روی آب می‌روند .

گفتند : فلان کس در هوا می‌پرد .

گفت : زغن*** و مگس نیز در هوا می‌پرند .

گفتند : فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود .

گفت : شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌رود . این چنین چیزها رو چندان قیمتی نیست . مرد آن بود که میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق داد و ستد کند و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد .

 

 

* چغر : وزغ ، غوک

** صعوه : نوعی گنجشک بسیار کوچک .

*** زغن : مرغی گوشت‌خوار .

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/11ساعت 23:2 توسط شیطونک شاکی |

 

پیش از این‌که به بخشش خدا امیدوارباشی ... از قهر خدا بترس

 

 

نظر شما در مورد آدمی که این جمله الگوی زندگیشه چیه ؟

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/10ساعت 0:48 توسط شیطونک شاکی |

 

سوال : اگه یه شیطونک نصف شبی دلش کباب بخواد    چی کار باید بکنه ؟

جواب : صحفه‌ی وب‌لاگی که در مورد کباب خوری   توضیح داده ببنده بره وب‌لاگ بعدی رو بخونه ! 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/09ساعت 2:39 توسط شیطونک شاکی

 

 

به نظرتون این عکس به روح آرامش نمی ده ؟  

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/09ساعت 0:30 توسط شیطونک شاکی |

 

پیش درآمد :

من به خاطر چهار سال تحصیل تو مدرسه‌ای که اغلب بچه‌هاش پدراشون شهید جان‌باز بودن احترام فوق‌العاده‌ای برای خانوده‌ی شهدا و جان‌بازا قائلم !

تو این چند سالم همه‌ی سعی‌م این بوده که با وجود همه‌ی چیزایی که دیدم و شنیدم اون احترام سر جاش باشه !

 

 

 

خانوما ما رفتیم جنگیدیم که شما حجابتونو حفظ کنید (!)

 

جدی ؟

پس خاک بر سر من که تاحالا فکر می‌کردم رفتی جنگیدی که کشورت رو حفظ کنید !

اون اقلیتای مذهبی هم که جنگیدن برای حجاب ما بود ؟

آقای نامحترم ! می‌دونی خیلی از اونایی که تو اون جنگ به عنوان دشمن کشتی زن‌هاشون محجبه بودن ؟

آقای نامحترم ! می‌دونی اون وهابیا که به مسلمونی قبولشون نداری زن‌هاشون محجبه ترین زن‌های مسلمونن ؟

آقای نامحترم ! می‌دونی اغلب اونایی که زیادی به خودشون و ایمانشون مطمئن بودن سر از جهنم درآوردن ؟ 

اگه محجبه بودن بهشت تضمین می‌کنه پس عدل خدا مشکل داره !

 

 

از مواحب ج.ا اینه که بی سوادی کم شده (!)

 

جدی ؟

می‌دونی اتحاد جماهیر شوروی بی‌سوادی رو به صفر رسوند ؟ پس ریشه‌کن شدن بی‌سوادی از مواحب کمونیست بود ؟

به به ! به به !

 

 

از نعمتایی که به سبب ج.ا به ما رسیده اینه که پزشک زیاد شده . زمان شاه از هند و پاکستان پزشک می‌اومد .

 

جدی ؟

می‌دونی تو خیلی کشورای دنیا خدمات دولتی پزشکی مجانیه ؟

اون‌جا نعمت بهداشت مجانی به سبب جدایی دین و سیاسته ؟

 

 

این که همه ی دنیا الان به ایران احترام می‌زارن به خاطر اسلامه (!)

 

جدی ؟

واقعن خری و نمی‌فهمی یا خودتو به خریت زدی ؟

کدوم دنیا ؟ این دنیایی که من می‌بینم ایرانی براش یه موجود وحشی و بدویه .

 

...

 

آقای نامحترم من همه ی سعی‌م رو کردم دیگه بیش‌تر  سعی‌م نمی‌اومد ! برای حفظ اون احترام یا تو باید خفه ‌می‌شدی ، یا من باید گورم رو می‌کردم . تو که خفه نمی‌شدی پس من گورم رو گم کردم  و بقیه ی چرندیاتت رو نشنیدم تا هم‌چنان برام محترم بمونن کسانی که رفتن و جنگیدن !

جنگیدن ، نه برای حجاب من که برای کشورمون !

 

 

پ.ن : حرف نزن ! اعصاب ندارمااااااااااااا !

 

پ.ن : برای خراب کردن تمام سیبای یه انبار فقط یه سیب گندیده کفایت می‌کنه

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

  

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/08ساعت 0:5 توسط شیطونک شاکی |

 

مشکلات مانند برآمدگی‌های جاده هستند ، آن‌ها سرعت تو را کم می‌کنند اما تو بعد از آن ، از جاده‌ی نرم لذت می‌بری . روی برآمدگی‌ها زیاد نمان ! حرکت کن !

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/07ساعت 16:31 توسط شیطونک شاکی |

 

گذشتگانمان روایت کرده‌اند که روزی مردی می‌خواست غذا* تناول نماید** لقمه‌ای گرفت و بسم‌الله‌ی گفت که دید گربه‌ای به اون نگاه می‌نماید*** می‌گوید میو**** مرد لقمه‌ی خود را به گربه داد و لقمه‌ای دیگر گرفت و بسم‌الله‌ی گفت و خواست لقمه را تناول کند که گربه دوباره گفت میو !***** مرد نیز دوباره لقمه‌ی خود را به گربه داد و سه باره لقمه‌ای گرفت و بسم‌الله‌ی گفت و خواست لقمه را تناول کند که گربه هم سه باره گفت میو ! مرد سه باره لقمه‌ی خود را به گربه داد و چهار باره لقمه‌ای گرفت و بسم‌الله‌ی گفت و خواست لقمه را تناول کند که گربه مجدد گفت میو !

مرد اندکی گربه را نگاه نمود و برخاست گربه را بر سر سفره نشاند و خود جای گربه نشست و گفت حالا تو بسم‌الله ! من میو !

 

ادامه دارد ... ******

 

 

*گذشتگانمان این‌که چه نوع غذایی تناول می‌نموده را روایت ننموده اند

** گذشتگانمان صبحانه یا نهار و شام بودن غذا را نیز روایت ننموده اند

*** قدر مسلم هوای آزاد بوده که گربه نیز حضور داشته ! ولی حیاط و باغ و باغ‌چه و گذر بودنش را روایت ننموده اند

**** گذشتگانمان روایت نکرده‌اند که مرد زبان حیوانات را می‌دانست یا نه ! البته زبان حیوانات دانستن نیز نیاز نداشت ما نیز بودیم می‌فهمیدیم یعنی گربه گرسنه است !

***** یا گربه بسیار تند لقمه تناول می‌نموده یا مرد بسیار کند لقمه می‌گرفته !

****** برای آدینه‌‌ی بعد که ادامه را کتابت خواهیم نمود به‌تر است بدانید هریسه چیست !

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/06ساعت 0:58 توسط شیطونک شاکی |

 

من تمام تلاشم رو کردم که این نوشته پست نشه ! ولی انگار فایده‌ای نداره

 

چند روز پیش :

راستی بچه ها اگه كسي خيال كمك كردن براي تهيه سيسموني داره خبرم كنه. كسي رو بهم معرفي كردن كه بضاعت تهيه سيسموني حتي در حد بسيار ابتدايي هم براي دخترش نداره ... (كمكها ميتونه حتي وسایل نوزادي نو باشه.)

 

فقر چیز کثیفیه ، امیدوارم هیچ بچه ای طعم فقر رو نکشه ، طعم نداشتنو ... 

کی می‌گه بچه های فقیر به اندازه ی ما حق ز