شیخ (ابوسعید ابیالخیر) را گفتند که : فلان کس بر روی آب راه میرود .
گفت : سهل است ، چغری* و صعوهای** نیز بر روی آب میروند .
گفتند : فلان کس در هوا میپرد .
گفت : زغن*** و مگس نیز در هوا میپرند .
گفتند : فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میرود .
گفت : شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب میرود . این چنین چیزها رو چندان قیمتی نیست . مرد آن بود که میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق داد و ستد کند و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد .
* چغر : وزغ ، غوک
** صعوه : نوعی گنجشک بسیار کوچک .
*** زغن : مرغی گوشتخوار .
