تبليغاتX
شیطونک شاکی - من میو (2)
شکایتا و حرفایه یه شیطونک

 

 

ابوی مشغول تناول هریسه* بودند که هم‌شیره‌زاده‌ آمد و بعد از اندکی نگاه نمودن  به هریسه

پرسید : بابا جون این چیه ؟**

ابوی : هریسه .

هم‌شیره زاده : منم ایخوام ! ***

ابوی یک قاشق هریسه به او داد .

هم‌شیره زاده : چه خوش‌ازه‌س    بازم ایخوام****

ابوی و هم‌شیره‌زاده مشغول تناول هریسه شدند و ابوی یک قاشق به هم‌شیره‌زاده می‌داد یک قاشق خودش تناول می‌نمود .

آن‌یکی هم‌شیره‌زاده که دید هم‌شیره‌اش مشغول تناول هریسه است ترسید خدای ناکرده عقب بماند ، دوان دوان آمد   و منم منم گویان طلب هریسه نمود .

ابوی به هم‌شیره‌زاده‌ی بزرگ‌تر هریسه می‌داد کو‌چکتر هریسه‌اش را بلعیده بود و دهانش باز می‌شد ، هریسه دهان کو‌چک‌تر می‌گذاشت بزرگ‌تر هریسه‌اش را بلعیده بود و دهانش باز بود ! و آن میان فرصت این‌که خودش نیز هریسه تناول کند نبود ... ابوی که دید نوادگانش به او فرصت تناول نمی‌دهند فرمود : عزیزانم شما حالا دیگر شما بسم‌الله من میو .

 

 

*اگر می‌دانید هریسه چیست که هیچ ، اگر نمی‌دانید به این‌جا مراجعه فرمایید .

**‌قدر مسلم انتظار ندارید که طفل سه سال و نیمه به سیاق گذشتگان سخن براند !

*** منم می‌خوام .

**** چه خوش‌مزه‌س بازم می‌خوام .

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/13ساعت 0:8 توسط شیطونک شاکی |