تبليغاتX
شیطونک شاکی - پاسخ رستم
شکایتا و حرفایه یه شیطونک

 

بعد از آن‌که عبدالکریم ازبک به خراسان تاخت ، روزی در سیستان عبورش بر سر قبر رستم افتاد و به شماتت این شعر را خواند :

سـر از خـاک بـردار و ایـران بـبین     بـه کـام دلــیران توران ببین

و گفت ندانم اگر رستم قادر به گفتن بود ، چه می‌گفت .

یکی از وزرای او که ایرانی نژاد بود گفت : اگر خشم نگیری خواهم گفت .

گفت : بگو !  

گفت : اگر قادر به گفتن بود ، می‌گفت :

چو بیشه تهی مانَد از نره شیر     شغالی به بیشه درآید دلیر

 

 

ع . گ . ک 1 (هر گونه تشابه این حکایت با زمان حال به شدت تکذیب می‌شود  )

ع . گ . ک  2 (اینو که تو کتابای دبیرستان ننوشتن ؟  )

 

 

بستنی زیاد بخورید Wind13

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/02/15ساعت 0:24 توسط شیطونک شاکی |